نوشته‌ها

عمارت آیینه خانه

چه شد که ظل‌السلطان مخرب شد؟ |اینکه هر سلسله‌ای آثار و یادگارهای سلسله پیشین را خراب کند، در تاریخ ایران بی‌سابقه نیست؛ اما دردناک‌ترین و سیاه‌ترین دفعه، آن بود که مسعود میرزا ظل‌السلطان، حکمران سی‌وپنج‌ساله اصفهان، پسر ناصرالدین‌شاه ، دست به این کار زد. ما در این گفتار به دو موضوع اشــــاره می‌کـــنیــم تــا به پــس ذهــن ظل‌السلطان نفوذ کنیم و ببینیم چرا دست به تخریب مستقیم یا غیرمستقیم پنجاه اثر صفوی زد.

میـــرزا‌حـــسن‌خان جــابـــری‌انــصاری از منشی‌های ظل‌السلطان بود. او سال‌های سال در دستگاه ظل‌السلطان خدمت کرد و بعد از وقوع انقلاب مشروطیت، تا مدتی نیز در نظام جدید به سمت منشی‌گری انجمن ولایتی اصفهان مشغول بود. او چندین کتاب درباره تاریخ اصفهان نگاشته است و ازاین‌جهت حق بزرگی بر گردن اصفهان و اصفهانی دارد. یکی از کتاب‌های او «تاریخ اصفهان و ری و همه جهان» نام دارد.

استاد جمشید مظاهری در سال 1378 بخش‌هایی از کتاب را تصحیح کرده و در کتاب ارزشمندی به نام «تاریخ اصفهان» به چاپ رساند. مصحح با مراجعه به صدها منبع مختلف دیگر و اضافه کردن تعلیقاتی سودمند، تلاش کرده است کتاب مذکور را هرچه بیشتر پربار کند. جابری‌انصاری در دوران پیری که دیگر نه خبری از ستم و ترس ظل‌السلطانی بود و نه از قاجار خبری بود، به نگارش کتاب «تاریخ اصفهان و ری و همه جهان» پرداخت.

او در بیان بخش‌هایی که به ذکر ابنیه و آثار تاریخی اصفهان می‌رسد، با کمال تأسف از خرابی پنجاه اثر تاریخی شهر یاد می‌کند و ویرانی این آثار را نادرست دانسته و از ظل‌السلطان و کسانی که در دستگاه او به این خرابی‌ها دامن زده و از آن خرابی‌ها، خانه خود را آباد کردند، نفرین می‌کند. بااین‌حال به علت‌یابی این امر نیز دست زده است.باید بگوییم از میان کسانی که به ذکر علت این روحیه و رویکرد ظل‌السلطان در تخریب آثار تاریخی پرداخــته‌اند، می‌توان گفــت تــحلیــل میرزا‌حسن جابری‌انصاری به واقعیت نزدیک‌تر است، اگرچه جای بحث نیز دارد.

او بیان می‌دارد که ظل‌السلطان بدین خاطر به تخریب این عمارات دست زد که می‌خواست برادرش مظفرالدین میرزا ولیعهد که بعدا شاه کشور شد، نخواهد هرساله با خدم‌وحشم خویش به اصفهان بــیایــد و بــرای صـــاحــب‌خـــانه یـــعنی ظل‌السلطان مشکلاتی ایجاد کند. نمی‌دانم تا چه حد این تحلیل می‌تواند درست باشد، اما این را می‌دانم که مظفرالدین‌شاه به گواهی تمامی منابع قاجاری در سفر و حضر رفتاری کودک‌مأبانه و عجیب‌غریب داشت.

او به اطرافیانش اجازه می‌داد هر چه می‌خواهند بکنند و هر آشفــتگی و خــرابی دلشــان می‌خـواهد بارآورند. یک شاهزاده قاجاری مثل «احتشام‌السلطنه» به‌صراحت از این رفتارهای بچــه‌گانه مــظفرالدین‌شاه و اطرافیانش پرده برداشته است. او که سفیر ایران در آلمان بود، خاطرات مسافرت دوم مظفرالدین‌شــاه به اروپــا را به تصویر می‌کشد که هیئت درباری حدود یک‌صد نفر بود؛ به‌اندازه‌ای که «دولت آلمان پس‌ازاینکه اصل بازدید پادشاه ایران و پذیرایی از او را پذیرفت، در قبول پذیرایی از قریب یک‌صد نفر همراهان که مرکب از صدراعظم و بعضی از وزرا و درباریان و رجال تا نوکر و پیشخدمت و قراول و یساول و دلقک و روضه‌خوان و معین‌البکاء و امثالهم بود، اشکال‌تراشی می‌کرد.

حق هم با وزارت خارجه آلمان بود» (خاطرات احـــتشام‌الســلطــنه، 1367، ص472). مـــســـلم اســــــــت وقــــتـــی مظفرالدین‌شاه، برای سفر پرخرج خارجی، اجازه می‌دهد این‌همه آدم به دنبال کاروان سلطنتی راه بیفتند، برای سفر داخلی مثلا اصفهان چند نفر را همراه خود خواهد آورد. از طرف دیگر چنان‌که همین شخص می‌گوید، شاه در جمع اطرافیان بسیار زشت رفتار می‌کرد.

بااین‌حال منابع تاریخی به ما نمی‌گویند حتی یک‌بار هم مظفرالدین‌شاه به اصفهان آمده باشد. چه در زمان ولیعهدی و چه در زمان شاهی. اما حالا این ترس ظل‌السلطان از کجا بود؟ من نمی‌دانم. جالب است بدانیم آنچه مظفرالدین‌شاه را به‌سوی اصفهان جذب کرده بود، این ابنیه و عمارات نبود، بلکه جشنی بود که هرساله در زمان ظل‌السلطان در اطراف زاینده‌رود برگزار می‌شد و جلوه و زیبایی خاصی داشت.

در این جشن با تخته‌های محکم، پل خواجو را می‌بستند که آب از زیر آن رد نشود و وقتی آب به بالا می‌آمد، با قایق‌های زیبا و جشن و سرور در اطراف و وسط آب به شادی می‌پرداختند. البته این یک جشن دولتی بود و بیشتر سران و حکمرانان حوزه حکومتی ظل‌السلطان در آن دعوت بودند.

حالا به تحلیل میرزا حسن جابری انصاری از زبان خودش می‌پردازیم:«یکی از اسرار نهانی به ویرانی آن پــنجاه عــمارت صــفویه تــقریبا، خصوصاهفت دست و آیینه‌خانه، شاید آن بود که منهیان نهانی ظل‌السلطان در دستگاه ولیعهدی مظفرالدین شاه و بعد به سلطنتش، از بس برای ظل‌السلطان نوشته بودند زمان ادارات ظل‌السلطان که وصف چراغان و جشن کنار زاینده‌رود و کشتی‌رانی و شــناوری شــناگــران، و آتش‌بازی‌های رخشان و سد رودخانه و دریاچه ساختن میان پل جویی و پل خواجو و خیمه افراشتن حکام و پیشکاران و روسای کشوری و لشکری و نوای موزیکانچیان و چند فوج ساخلوی اصفهان در دو طرف رودخانه و شکوه عمارات صفویه به یک‌ماهه اردیبهشت، برای شاه کــــرده‌انــد و هــمی خــصــوصــیاتــش را می‌پرسیده، ظل‌السلطان متوهم شده مبادا شاه هرساله بخواهد بیاید اصفهان و خواهان چنان جشنی شود؟ لذا پس از مردن مشیر (که مانع خرابی بود و فروش خالصجات و باغات دولتی) گفت عمارات را به‌تدریج از میان ببرند.

خریداران باغات دولتی هم از خدا چنین آرزویی داشتند که آن عمارات را برای نبودن آثار خالصگی دولتی و قیمت‌های گزافش ریشه‌کن نموده، مصالحش را صرف خانه‌های شخصی نمایند» او برای اثبات این نظر یک مثال هم می‌آورد؛ اینکه حاج‌آقا نورالله نجفی تعریف کرده است در سال 1321 ق که به حضور مظفرالدین‌شاه رفت، شاه فقط از این جشن باشکوه و کیفیت آن از او سوال کرده بود. پس شاه بسیار شایق و علاقه‌مند بوده است که در چنین جشنی شرکت نماید (جابری انصاری، 1387، تاریخ اصفهان، ص 159).

چنان‌که در ابتدای سخن گفتیم پس چرا مظفرالدین‌میرزا و سپس مظفرالدین‌شاه یک‌مرتبه هم بار سفر اصفهان نبست و راهی این شهر نشد تا هوس کودکانه خود را جامه عمل بپوشاند؟ او که سه بار راهی اروپا شد و سفرهایی سه تا شش ماه به آن قاره داشت، چرا به اصفهان نیامد؟ لابد مظفرالدین شاه مانند پدرش هرساله سفری به مازندران یا مشهد داشته است، چرا اصفهان و جشن زاینده‌رود را از قلم انداخته است؟ آیا سیاست تخریب ظل‌السلطانی در این میان مؤثر بوده است؟ واقعیت هرچه بود و انگیزه ظل‌السلطان هر چه می‌خواهد باشد، ضربه اساسی و نهایی را اصفهان خورد که از پنجاه اثر مهم و تاریخی خود به خاطر این ترس و نگرانی موهوم محروم شد و امروز باید آن‌ها را در کتاب‌ها جست‌وجو کند.

اگر به نقشه صفوی اصفهان نگاهی بیندازیم، در دو طرف خیابان چهارباغ ده‌ها باغ زیبا صف بسته‌اند که همگی سردری به سمت خیابان دارند و داخل باغ نیز یک عمارت کلاه فرنگی جهت نشستن و تفریح وجود داشته است. تقریبا همه باغ‌ها همین طرح را داشته‌اند. علاوه بر باغ‌های چهارباغ، باغ‌های دیگری نیز در این‌سو و آن‌سوی شهر بود که به دلیل فراوانی و نیز گمنامی، اکنون از آن‌ها یاد و خاطره چندانی باقی نمانده است.

جریانی در دوران قاجار (ناصری و مظفری) اتفاق افتاد که این باغ‌ها را از بخش دولتی منتزع و به بخش خصوصی واگذار کرد. نتیجه هم روشن بود: همه این باغ‌ها رو به ویرانی رفتند.ماجرا از آن قرار بود که از اوایل حکومت ناصرالدین‌شاه، موضوع خرابی املاک و باغ‌های دولتی و عدم توجه مسئولان بدان‌ها موردتوجه دربار قرار گرفت. به‌قول جابری انصاری «شاه در سفرهای خود به داخله مملکت از دور هر قریه‌ای را می‌دید ویران است، می‌فرمود: این خالصه دیوان است! و هر محل قلعه و سکنه و آبادی داشت می‌پرسید: ملک کیست؟ و یقین داشت اربابی است … خالصجات چون از دولت بود و مصارف را دیوان قبول نمی‌نمود و طبعا دلسوز نداشت، از آه و ناله حکام در خرابی و کسرمالیات به ستوه آمد»(جابری انصاری، 1378، تاریخ اصفهان، ص 37).

دولت راه‌هایی را پیمود تا سرانجام تصمیم به واگذاری آن‌ها گرفت. در ابتدا موضوع مقدار مالیات هر روستا را به‌طور دقیق مشخص کرد. راجع به خالصه اصفهان در وقایع اتفاقیه می‌خوانیم «چون سابقا همه‌ساله دهات خالصه اصفهان ممیزی می‌شد و بدین واسطه رعیت خالصه دلگرم و آسوده نبودند و خالصه آباد نمی‌شد» پس اولیای دولت تصمیم گرفتند تا مالیات دیوانی هر یک از دهات خالصه را مشخص کرده، سرخط بدهند تا «رعیت بداند که در عرض سال چقدرمنال دیوانی باید بدهد و بعدازآنکه دانست البته سعی در رعیتی و زراعت می‌نماید» (وقایع اتفاقیه، ش32،14 ذی‌القعده 1267).  اما گویا این روش کارساز نبود. پس دولت تصمیم گرفت این املاک را به‌صورت محدود به اشخاص اجاره بدهد تا مستأجر خود به آبادانی روستا بیندیشند.

دوازده سال بعد راجع به اصفهان آمده است که شاه به‌موجب فرمانی خالصجات اصفهان را به مدت پنج سال به افراد معتبر اجاره می‌دهد و این کار را بر عهده دبیرالملک نهاده است (دولت علیه، ش542، 18ذی‌القعده 1279). اما دو دهــه بــعد ناصرالدین‌شاه تصمیم جالب‌تری گرفت که امروزه به آن «خصوصی‌سازی» می‌گویند. او تصمیم گرفت املاک و اموال دولتی را به اشخاص و افراد واگذار نماید. صدراعظم او امین‌السلطان که برای پرکردن کسری خزانه به دنبال راهی بود هم شاه را بدین کار تشویق کرد. چنین شد که فرمان مخصوص برای فروش املاک و باغ‌ها به اصفهان رسید، اما در چند سال نخست، وزیر با تدبیر ظل‌السلطان، یعنی مشیرالملک انصاری این سیاست را اجرا نمی‌کرد و می‌گفت «ناصرالدین‌شاه چه حقی دارد املاک دولتی را بفروشد؟این امـــلاک اعـــتبار دولـــت اســــت» (جابری‌انصاری، 1378، تاریخ اصفهان، ص 37). 

اما با مردن این شخص اوضاع برگشت. چنان‌که «غربای ولایات و بی‌مایگان جسور که بیم کسور و باقی دیوان نداشتند، متوکلا علی‌الله، از همه پیش‌قدم‌تر، قسمت مهمی از املاک مرغوب را بردند. بعد حلاوت زراعت به مذاق شاهزادگان و علما و اعیان و کسبه بازاری و بازرگانان رسید» (همان‌جا)جلال همایی هم در توصیف این وضعیت غارت و «بخوربخور» می‌گوید «آن ایام مصادف با بحران خالصه‌فروشی بود. علی‌الخصوص در اصفهان که قرا و قصبات عظیم از قبیل ریز، مبارکه، قهجاورستان، فارفان، خاتون‌آباد، سین و گرگاب و امثال آن و همچنین باغ‌های بزرگ مشجر مجلل صفویه را که پاره‌ای از آن‌ها تا هشتاد جریب شاه یعنی هشتاد هزار ذرع مربع مساحت داشت، در مقابل ثمن بخس که حداکثرش معمولا تقدیم کردن یک‌صد اشرفی معادل صد تومان بود، نقد می‌فروختند و اعیان و اشراف و رجال و مع‌الأسف مابین ایشان جماعتی هم از روسای روحانی بودند، همچون کرکسان گرسنه که به جیفه درافتاده باشند …

بدیهی است هر کس بیشتر به دستگاه حکومت وقت راه داشت، بیشتر استفاده می‌کرد» (همایی، مقدمه دیوان طرب، ص 128). کار بدانجا کشید که طمع به املاک خصوصی مردم کرده و سال‌ها اصفهانیان گرفتار دعواهایی ازاین‌دست بودند. این جریان در دوره مظفرالدین‌شاه به‌غایت رسید؛ به‌طوری‌که در این زمان دیگر املاک خالصه سودآور در اصفهان باقی نمانده بود. این امر برای ظل‌السلطان که تصمیم بر خرابی عمارات صفوی گرفته بود، بهترین بهانه می‌نمود تا با فروش این عمارات به‌شرط خرابی به هدف خود برسد؛ چنین شد که «باغ تخت، شمس‌آباد، فتح‌آباد، نمکدان، باغ کومه، باغ طاووس، عمارت جهان‌نما، آیینه‌خانه، هفت دست و غیره و غیره و تمام را به‌عنوان خالصه در زمان خالصه‌فروشی به جزئی تقدیمی از دولت خریدند و خراب کردند» (مجدالاسلام کرمانی، سفرنامه کلات، ص 130).

حیرت آنجاست که ظل‌السلطان خود نیز از فروش خالصجات اظهار نفرت می‌کند «از ولایات یک پول نمی‌رسید. مخارج دولت هم به‌جا، روزبه‌روز هم زیادتر می‌شد. از راه لقب‌فروشی و منصب‌فروشی وزرای باتدبیر آنچه توانستند مردم احمق را چاپیدند و دین و دولت را بدنام کردند و خود را بدنام ابدی. به خیال فروش خالصجات افتادند. این دیگر یک بلایی بود عظیم و نگفتنی. آه آه آه! دولت را گدا و ذلیل و ملت را هبا منثورا کردند. البته ده هزار پارچه ده به اسم خالصه دولت دست رعیت جزء بود. شاید بیست کرور رعیت از این راه نان می‌خوردند. املاک را بنای فروش گذاشتند. به ثلث و نصف بها. بلکه به هیچ. به‌مرور املاک مردم را هم فروخته املاک از چنگ رعیت جزء به در آمد» (خاطرات ظل‌السلطان، ج‌2، ص‌683).

این ماجرا در اصفهان سال‌ها تا دوره پهلوی بی‌ثباتی زیادی در مالکیت پدید آورد و خرابی زیادی به عمارات و باغات دیوانی و کشاورزی منطقه زد. اما آنچه در این مقال موردتوجه است آن‌که بسیاری از باغات اطراف شهر به اشخاص حقیقی واگذار شد و بدین طریق راه نیستی و نابودی را پیمودند./ عبدالمهدی رجائی/تاریخ‌پژوه و نویسنده

منبع: روزنامه اصفهان زیبا

KahgelArisa

نشانه‌هایی از دوره ماد در هگمتانه پیدا شد

نشانه‌هایی از دوره ماد در هگمتانه پیدا شد|سرپرست تیم فصل بیست‌ودوم کاوش تپه باستانی هگمتانه اعلام کرد: در این فصل کاوش مواد فرهنگی مربوط به عصر آهن ۳ یا دوره ماد در چال شترخواب و معبر کارگاه مرکزی یافت شد.

دکتر مهرداد ملک‌زاده در گفت‌وگو با ایسنا، با اشاره به اینکه این مواد فرهنگی در بناهایی مانند نوشیجان ملایر و گودین تپه هم وجود دارد، مطرح کرد: به نظر می‌رسد در این فصل موفق شدیم به پرسش قدیمی که «آیا نشانه‌هایی از دوره ماد در هگمتانه است؟» پاسخ دهیم و نشانه‌هایی نسبتاً رضایت بخش از معماری و سفال‌های دوره ماد را پیدا کردیم.

وی توضیح داد: فصل بیست‌ودوم کاوش باستان شناختی هگمتانه همدان به مدت ۷۰ روز در ماه‌های اردیبهشت، خرداد و اوایل تیرماه ۹۹ انجام شد و از اهداف اصلی این فصل کاوش بازشناسی و بازنگری در لایه‌نگاری تپه، شناختن تحتانی‌ترین آثار، لایه‌های مربوط به استقرار در تپه هگمتانه و نظم و نظام برج و باروی تپه بود.

ملک‌زاده ادامه داد: در کاوش بیست‌ودوم در سه نقطه کارمان را متمرکز کردیم؛ در ابتدا روبروی موزه فعلی و موقت هگمتانه و در جایی که فرانسوی‌ها در سال ۱۹۱۳ کارگاهی باز کرده بودند و معروف به چال شترخواب است، سه کارگاه دو و نیم در دو و نیم متر باز کردیم و در عمق ۳۲۰ سانتی متری به بقایای یک دیوار سنگی رسیدیم که این دیوار حدود چهار متر زیرتر از معماری است که در فصل‌های پیش دکتر صراف و آذرنوش در هگمتانه کاویده بودند. 

این باستان شناس تصریح کرد: دکتر صراف از این تراز معماری که کار کرده بود پایین‌تر نمی رفت، دکتر آذرنوش هم معتقد بود نخستین رج بقایای معماری که در تپه هگمتانه وجود دارد در پایگاه مرکزی و ساختمان‌های منظم خشتی است در حالیکه ما موفق شدیم نشان دهیم نزدیک چهار متر زیر آن هم آثاری داریم.

وی ادامه داد: در معبری که در کارگاه مرکزی وجود داشت تا عمق چهار و نیم متری از کف معبر کارگاهی باز کردیم و هنوز به آنچه باستان شناسان به آن خاک بکر می‌گویند نرسیدیم اما در عمق سه و نیم متر دیوار سنگی پیدا کردیم که بسیار شبیه معماری چال شترخواب است.

ملک زاده با بیان اینکه به نظر می‌رسد در مرکز تپه هگمتانه یعنی چال شتر خواب بر خلاف دکتر صراف و آذرنوش بقایای معماری قدیمی‌تر هم داریم، اضافه کرد: هنوز آزمایش‌های تخصصی مانند رادیو کربن روی مواد حفاری انجام نشده و با انجام آزمایش های فیزیک و شیمیایی می‌توانیم با ضریب مطمئن‌تری از تاریخ گذاری مواد فرهنگی به دست آمده حرف بزنیم.

این باستان شناس با اشاره به اینکه تا این لحظه به شکل مکانیکی و ‌فیزیکال حدود سه و نیم متر از معماری دکتر صراف و آذرنوش پایین‌تر هستیم، خاطرنشان کرد: به این علت که در قوانین باستان شناختی مواد فرهنگی لایه‌های زیرین، دیرین‌تر هستند، حدود سه و نیم متر قدیمی‌تر از معماری اشکانی قرار داریم.

وی مطرح کرد: باید روندهای شکل‌گیری محوطه در تپه هگمتانه به خوبی بررسی و دانسته شود نهشته گذاری سه و نیم متری چه تاریخ گذاری دارند همچنین معماری سنگ‌چین شبیه معماری شناخته شده دوره ماد در دژ و نیایشگاه‌های مادی از عصر آهن ۳ است.

ملک‌زاده افزود: تیم کاوش فصل بیست‌ودوم به این اکتفا نکرد و در حال حاضر انبوهی از یافته‌های سفالین داریم که در حال طراحی، مقایسه و سنجش‌ سفال‌ها هستیم تا بدانیم به چه دوره‌ای تعلق دارند.

سرپرست تیم فصل بیست‌ودوم کاوش تپه باستانی هگمتانه با بیان اینکه در کاوش‌های باستان شناسی بودجه تعیین کننده است، گفت: در این فصل کاوش به علت تورم بالا و کمبود بودجه توانایی در اختیار گرفتن بیش از پنج کارشناس و ۹ کارگر را نداشتیم و بر خلاف کاوش های فصل قبل امکان انجام عملیات وسیع ممکن نبود.

وی اظهار کرد: امیدواریم فرهنگ دوستان و فرهیختگان استان همدان امکان ادامه کاوش‌ها را فراهم کنند و بودجه بیشتری در اختیار هیئت‌های کاوش باستان شناسی تپه هگمتانه قرار دهند تا کارگاه‌های وسیع‌تر با درک بهتری از معماری یافت شده در بستر مطمئن‌ و ‌پشتوانه علمی و مادی کار شود.

ملک‌زاده ادامه داد: اگر این فصل کاوش را با مقیاس‌های دوره‌های پیش بسنجیم امسال حدود ۱۵۰ میلیون تومان بودجه در اختیار داشتیم و با مقیاس آن زمان به چهار میلیارد بودجه نیاز است تا بتوانیم کاوشی آبرومند در شأن تپه هگمتانه همدان انجام دهیم.

وی با اشاره به اینکه تپه باستانی هگمتانه یکی از مهمترین محوطه‌های باستان شناختی و هم اندازه شهرهای مهم جهان مانند رم، آتن، اسکندریه و بابل است، گفت: کاوش این محوطه باید مورد توجه تصمیم گیرندگان امر باشد و شرایطی فراهم کنند تا باستان شناسی بتواند گام‌های مهمتر، بزرگتر و مؤثرتری در این تپه بردارد.

سرپرست تیم فصل بیست‌ودوم کاوش تپه باستانی هگمتانه با بیان اینکه برای ثبت جهانی یک اثر سنجش‌ها، مقتضیات و ملزومات خاصی نیاز است، توضیح داد: شکل کنونی محوطه هگمتانه هنوز راه درازی تا استاندارهای لازم برای ثبت جهانی دارد اما این تپه در تاریخ باستان شناسی دارای امتیازات شاخصی است که به ثبت جهانی برسد، در حال حاضر این دو از هم فاصله دارند و باید تلاش کنیم به هم نزدیک شوند تا لایحه‌ای محکم برای ثبت به یونسکو ارائه شود./KahgelArisa

منبع:خبرگزاری ایسنا

بومگردی

بازگشایی اقامتگاه‌های بوم‌گردی خراسان شمالی |رئیس انجمن اقامتگاه‌های بوم‌گردی خراسان شمالی گفت: «فعالیت اقامتگاه‌های بوم‌گردی استان با 50 درصد ظرفیت و با تأکید بر رعایت پروتکل‌های بهداشتی از سر گرفته شد.»به‌گزارش میراث‌آریا به‌نقل از روابط‌عمومی اداره‌کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی خراسان شمالی، علی وصالی روز یکشنبه 8 تیرماه 99 با بیان این مطلب تأکید کرد: «فعالیت مجدد و بازگشایی اقامتگاه‌های بوم‌گردی استان نیازمند رعایت پروتکل‌های بهداشتی از سوی گردشگران و خدمات‌دهندگان است.»

او تصریح کرد: «این واحدها روزهای طلایی فعالیت خود را که در ایام نوروز و فروردین ماه بود، از دست دادند و دچار خسارت‌های زیادی شدند.»

رئیس انجمن اقامتگاه‌های بوم‌گردی خراسان شمالی افزود: «رونق مجدد صنعت گردشگری در دوران کرونا و پساکرونا نیازمند برنامه‌ریزی و ارائه بسته‌های حمایتی و تشویقی برای فعالان این عرصه، گردشگران و مسافران است.»

او با بیان این‌که 34 اقامتگاه بوم‌گردی در هشت شهرستان خراسان شمالی فعال است، گفت: «این استان با دارا بودن طبیعت بکر و روستاهای متنوع از نظر آب‌وهوا و طبیعت‌گردی، ظرفیت بالایی برای حضور گردشگران دارد.»

خراسان شمالی با بیش از 115 جاذبه گردشگری، 24 منطقه نمونه ملی و استانی و هشت روستای هدف گردشگری، مقصدی بکر برای طبیعت دوستان و علاقه‌مندان به فرهنگ و آیین‌های اقوام مختلف است./KahgelArisa

منبع: خبرگزاری میراث آریا

خانه های تاریخی

ثبت ملی 200 خانه مشاهیر در سطح کشور|معاون میراث‌فرهنگی کشور گفت: «هم‌اکنون 200 خانه مشاهیر در سطح کشور ثبت ملی شده و از آن‌ها حفاظت می‌شود، اما تعداد دیگری از خانه‌های مفاخر در دست ورثه قرار دارد و خود مردم باید برای حفاظت از آن‌ها مشارکت کنند.»

به‌گزارش خبرنگار میراث‌آریا، محمدحسن طالبیان در گفت‌وگوی تلویزیونی با خبر 21 شبکه یک سیما، روز جمعه 6 تیر 99 گفت: «ایران یک کشور غنی در حوزه میراث‌فرهنگی است، بدون مشارکت مردم و دست‌اندرکاران نمی‌توانیم حفاظت درستی از این آثار انجام دهیم.»

او افزود: «تعدادی از خانه‌های مشاهیر که در اختیار ورثه قرار دارد اقدام به فروش کرده و سپس موضوع ثبت را مطرح می‌کنند، به این منظور برای حفاظت از این خانه‌های تاریخی نیازمند مشارکت همه مردم، دست اندرکاران و مدیریت شهری هستیم.»

معاون میراث‌فرهنگی کشور با اشاره به ثبت 33هزار اثر تاریخی در فهرست آثار ملی کشور تصریح کرد:‌ «بیش از یک‌میلیون و 200 هزار اثر در کشور وجود دارد، در هر منطقه‌ای که مردم و دست‌اندرکاران کمک کردند حفاظت از آثار تاریخی به‌خوبی انجام‌ شده است.»

او در خصوص اعتبارات محدود حفاظت از آثار تاریخی گفت: «اعتبارات حوزه میراث‌فرهنگی بسیار اندک است به‌طوری‌که سال گذشته برای 33 هزار اثر ثبت ملی شده 1900 میلیارد ریال اعتبار داشتیم، در سال 97 نیز بودجه میراث‌فرهنگی 700 میلیارد ریال بود.»

طالبیان افزود: «تنها موضوع اعتبارات مطرح نیست بلکه باید تمامی دستگاه‌ها برای حفاظت آثار تاریخی به میراث‌فرهنگی کمک کنند. برای ثبت جهانی شهر یزد مدیریت شهری، مقامات عالی استان، دست‌اندرکاران و مردم مشارکت کردند. این استان به مقصد اول گردشگری ایران تبدیل‌شده و این نشان می‌دهد، میراث‌فرهنگی ظرفیت زیادی دارد.»

او بیان کرد:‌ «تعدادی از آثار تاریخی در اختیار دستگاه‌هایی مانند اداره اوقاف است تعداد زیادی نیز مالک خصوصی دارد. آثاری که در اختیار وزارتخانه قرار دارد، مرمت آن‌ها در حد اضطرار انجام می‌شود.»

ارائه مشوق به مالکان خانه های تاریخی

معاون میراث‌فرهنگی کشور در خصوص ارائه مشوق‌ها به مالکان خانه‌های تاریخی گفت: «برای مالکان خصوصی آثار تاریخی، مشوق‌هایی مانند کمک‌های بلاعوض در نظر گرفته‌ایم، به‌طوری‌که به نسبت آورده، برای آن‌ها تسهیلات کم‌بهره اختصاص داده می‌شود. بسیاری از شهرداری‌ها عوارض مربوط به احیا و مرمت این خانه‌ها را حذف کردند.»

او افزود: «از مشوق‌های دیگر می‌توان به‌ قرار گرفتن لیست خانه‌های تاریخی در بسته‌های تبلیغاتی و نقشه‌های گردشگری اشاره کرد.»

طالبیان بیان کرد: «خوشبختانه طی دو تا سه‌سال اخیر جریان خوبی به نفع حفاظت از میراث‌فرهنگی اتفاق افتاده است به‌طوری‌که سال گذشته در سطح استان‌ها، بیش از 2500 پروژه مورد حفاظت، مرمت، احیا و بهره‌برداری قرار گرفت.»

او با اشاره به وجود 710 موزه در سطح کشور گفت: «تعدادی از این موزه‌ها مربوط به ایجاد موزه‌های خصوصی است، تمامی این موارد نشان می‌دهد که اقتصاد فرهنگی پایدار است.»

معاون میراث‌فرهنگی کشور اظهار کرد: «در دهه‌های گذشته سازمان سابق میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی عضو شورای عالی شهرسازی و معماری نبود، اما امروز عضو این شورا است و حق وتو برای حفاظت از آثار تاریخی دارد.»/KahgelArisa

منبع: خبرگزاری میراث آریا

مسجد جامع زواره

مسجد جامع زواره مجهز به دوربین مداربسته شد – رئیس اداره میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی اردستان از تجهیز مسجد جامع زواره به دوبین مداربسته و پایش تصویری خبر داد.

به‌گزارش میراث‌آریا به‌نقل از روابط‌عمومی اداره‌کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان اصفهان، مهدی مشهدی امروز 5 تیرماه با اعلام این مطلب افزود: «در پی اقدامات حفاظتی برای بناهای شاخص شهرستان، مسجد جامع زواره به دوربین های مداربسته مجهز شد و پایش تصویری مستمر از این مجموعه آغاز شده است.»

او تأکید کرد: «این مسجد جامع با دارا بودن کتیبه‌ها و محراب گچ‌بری شده، مناره و شبستان، متعلق به دوره سلجوقیان، از آثار فاخر فرهنگی و معماری شهرستان و حتی کشورمحسوب می‌شود، که این پایش مستمر تصویری را الزامات حفاظتی این بنا است.»

رئیس اداره میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی اردستان افزود: «در همین راستا با اعتباری بالغ بر یک میلیارد ریال، توسط اداره شهرستان، این مسجد به دوربین‌های مداربسته مجهز شد و امید است با تأمین اعتبارات بیشتر در آینده‌ای نزدیک، سایر بناهای شاخص شهرستان نیز به دوربین مداربسته مجهز شوند.»

مسجد جامع شهر زواره از توابع اردستان که به‌عنوان اولین مسجد چهار ایوانه در جهان اسلام شناخته می‌شود، به شماره ۲۸۳ به تاریخ ۱۳۱۵/۱۲/۱۲ در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است./KahgelArisa

منبع: خبرگزاری میراث آریا

حمام تاریخی بهشت گلپایگان

رئیس اداره میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی گلپایگان از اتمام عملیات مرمت حمام تاریخی بهشت (ملا اسداله) برای تغییر کاربری آن به سفره‌خانه سنتی خبر داد.

به‌گزارش میراث‌آریا به‌نقل از روابط‌عمومی اداره‌کل میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان اصفهان، مصطفی قانونی امروز 4 تیرماه با اعلام این مطلب گفت: «حمام تاریخی بهشت (ملا اسداله) متعلق به دوران قاجار بوده و در سال 1384 به‌شماره 14171 در فهرست میراث ملی ایران به ثبت رسیده است»»

او افزود: «با توجه به‌ اینکه این بنای تاریخی در تملک اداره اوقاف و امور خیریه شهرستان بوده و مدت‌ها  متروکه رها شده بود، با تلاش‌ و جلب مشارکت بخش خصوصی، تملک و مرمت آن پس از تصویب طرح، از ابتدای سال 1398 اجرا شد.»

رئیس اداره میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی گلپایگان تأکید کرد: «عملیات مرمت این حمام تاریخی که دارای 400 مترمربع مساحت است، در خرداد ماه سال جاری با هزینه ای بالغ بر 10 میلیارد و 500 میلیون ریال به اتمام رسید.»

او تصریح کرد: «از جمله ویژگی‌های منحصر به‌فرد این حمام تاریخی، وجود قوس‌های آجری و ستون‌های سنگی است که سربینه این حمام را به شکل زیبایی آراسته است.»

قانونی گفت: «امید می‌رود این حمام تاریخی با مشارکت بخش خصوصی به‌عنوان سفره‌خانه سنتی در سال 1399 به‌بهره برداری می‌رسد.» /KahgelArisa

منبع: خبرگزاری میراث آریا

خیابان ولیعصر

از موزه تا پایگاه میراثی طولانی‌ترین خیابان خاورمیانه – در نخستین قدم سال‌ها قبل خیابان ولی‌عصر ثبت ملی شد و شاید این قدم، جرقه‌ی ایجاد موزه‌ای برای این خیابان را زد و همان شد که در کنار آغاز فعالیت‌ها برای ایجاد آن، طرح‌های پژوهشی آغاز شدند  تا به مرور بازمانده‌های طولانی‌ترین خیابان خاورمیانه را شناسایی کنند و کارشان آن‌قدر پیشرفت کرد که به مرور بازخوانی خیابان را در اختیار مردم این خیابان هم قرار دادند، اما در عین حال نخست تاکید داشتند که قرار نیست جادو کنند، یعنی مطالعه و بررسی راهِ زیادی را نشان می‌داد که هنوز ادامه‌دارد و کارشناسان و پژوهشگران طرحِ ساماندهی‌اش را قدم به قدم جلو می‌برند.

و اکنون به نظر می‌رسد پازلِ این خیابانِ عریض و طویل در حال تکمیل شدن است؛ پیروز حناچی – شهردار تهران – که از قضا در سال‌های گذشته، پرونده‌ی ثبت ملی خیابان ولی‌عصر را تهیه کرده بود، حالا با ایجاد پایگاه میراث شهری خیابان ولی‌عصر (عج)، موافقت کرده است.

وحید قاسمی که حکمِ مدیریت پایگاه میراث شهری خیابان ولی‌عصر را گرفته است، در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان این‌که اگر هر شهر را با یک برند یا نشان شهری بشناسند، بدون شک بنا به دلایل مختلف، خیابان ولی‌عصر (عج) را می‌توانند از منظرهای گوناگون به عنوان نشان و برند شهری تهران در نظر آورند، ادامه می‌دهد: این خیابان از نظر تنوع زیستی، سابقه تاریخی، حافظه شهری و عناصر ملموس و ناملموسِ موجود در خیابان از تجربه‌ی زیسته شده تهران و تهرانی‌ها نشان‌هایی دارد.

او خیابان ولی‌عصر را با این عرض و طول و سابقه تاریخ و فرهنگ، در نوع خود و در جهان بی‌نظیر می‌داند و می‌گوید: بعضا تنوع مدیریت، ذینفعان و ذی‌مذخلان و تنوع خاستگاه‌های شهری نسبت به طبقه‌های گوناگون اجتماعی و فرهنگی که در خیابان ولی‌عصر ساکن هستند، مدیریت این خیابان را  در شکلی منسجم خدشه‌دار می‌کنند که ارزش شهر را از رونق و مقصد شهری خود خارج می‌کنند.

وی می‌افزاید:‌ بنابراین به منظور ایجاد مدیریت واحد و یکپارچه که تمام شرایط را برای حضور، نقش‌آفرینی و روایت‌گری تمام ذی‌نفعان و ذی‌مدخلان خیابان ولی‌عصر (عج) فراهم کند تا به صورت سلیقه‌ای، جزیره‌ای و غیرمنسجم درباره‌ی این خیابان تصمیم‌گیری نشود، تا ارزش‌های زیستی شهر که در این خیابان است، به یک سرمایه‌ی شهری تبدیل شود و این سرمایه در اثر زیستِ شهری به ارزش افزوده شهری تبدیل شود، نیاز است تا پایگاه میراث شهری خیابان آغاز به کار کند.

او با اشاره به آغاز کار موزه خیابان ولی عصر که همزمان با هفته‌ی تهران در مهر سال گذشته کار خود را آغاز کرده است، ادامه می‌دهد:‌ از حدود ۶ ماه گذشته نیز کارهای مطالعاتی برای این پروژه آغاز شده و از یک سال قبل نیز موضوع از نظر مبانی نظری یعنی  میراث شهر مورد مداخله قرار گرفته بود که همه‌ی این موارد به صورت پیوسته در کنار یکدیگر، کارهایی را انجام دادند.

قاسمی توجه شهردار تهران به بحث خیابان ولی‌عصر را یک دلیل دیگر برای ایجاد این پایگاه میراث شهری می‌داند و می‌افزاید:‌ در این شرایط خرد جمعی گرد هم آمدند تا پایگاه میراث شهری خیابان ولی عصر (عج) ایجاد شود.

مدیر پایگاه میراث شهری خیابان ولی‌عصر، وظایف این پایگاه را به بخش عمده تقسیم می‌کند و می‌گوید: ‌از یک سو ایجاد مدیریت واحد و همسو و جلوگیری و پرهیز از رفتارهای سلیقه‌ای و جزیره‌ای بودن کارها و لزوم برنامه‌ریزی منظم و نوع رفتار با خیابان که یک نوع حفاظت شهری معاصر را در خود دارد و از سوی دیگر تلاش می‌کند تا  این شرایط را برای ایفای نقش خود در طولانی‌ترین خیابان خاورمیانه فراهم کند.

مدیر موزه خیابان ولی‌عصر؛ پایگاه میراث شهری خیابان ولی‌عصر را یک کارگردان خلاق می‌داند که می‌تواند سناریویی واحد و یکپارچه بنویسد و برای نقش‌آفرینانی که در خیابان هستند، شرایطی را فراهم کند که نقش‌های خود رابه درستی ایفا کنند و می‌افزاید: از ساکنان ۱۶ محله‌ی این ۱۸ کیلومتر خیابان گرفته تا کسبه و هر کسی که به واسطه‌ی زندگی در تهران امکان بروز و ظهور پیدا کند، در این اجرا می‌توانند فعال باشند.

قاسمی تاکید می‌کند: در این کار بحث برندسازی مکان و نقشه‌برداری فرهنگی، مشارکت اجتماعی و توجه به حیات اجتماعی، به عنوان یک مقصد شهری شدن از یک سو و پیگیری ثبت ملی و به دنبال آن جهانی شدن این خیابان در دستور کار قرار می‌گیرد.

او توانمندی این پایگاه را برای جلوگیری از هر نوع تخریب، آسیب و حتی صدور احکام خروج از ثبت آثار تاریخی قرار گرفته در محدوده‌ی این خیابان تاریخی و واجد ارزش به عنوان یک میراث شهری، حائز اهمیت می‌داند و می‌گوید: این نوع از اقدامات یکی از اصلی‌ترین کارهایی است که در دستور کار شورای راهبردی پایگاه میراث شهری خیابان ولی‌عصر تعریف شده است.

وی تاکید می‌کند:این پایگاه می‌تواند با اجماعی که بین نهادهای مختلف شهری انجام می‌دهد، در واقع یکی از اصلی‌ترین کارهایش را در این حوزه انجام دهد، که آن در دستور کار شورای راهبردی و پایگاه نیز قرار دارد.

او مساله‌ی بازنگری طرح تفصیلی و تحقق قوانین  برای آثاری که در فهرست آثار ملی ثبت شده‌اند یا واجد ارزش ثبت هستند، را از دیگر وظایف شورای راهبردی این پایگاه میراثی می‌داند و بیان می‌کند: در واقع یکی از وظایف این کارگاه آن است که علاوه بر این‌که این خیابان را به یک عرصه زیست سرزنده تبدیل می‌کند، از آثار واجد ارزش آن نیز  صیانت و حفاظت می‌کند.

قاسمی بازنگری طرح تفصیلی و قوانین بالاستی که می‌توانند ثبت ملی یا جهانی شوند را نیز در دستور کار این پایگاه بیان می‌کند و ادامه می‌دهد: در واقع این پایگاه می‌تواند  به عنوان یک هماهنگ کننده و رهبر  فعالیت کند و بین مالکان، ذینفعلان و ذی‌مدخلان ارتباط ایجاد کند./KahdelArisa

منبع:خبرگزاری ایسنا

حمام بهشتی اصفهان

لزوم حفظ بقایای حمام بهشتی در ایستگاه مترو – عملیات احداث ایستگاه مترو در محدودۀ محلۀ خلجای اصفهان در حال انجام است؛ درست همان مکانی که روزی حمامی به نام «بهشتی» در آن قرار داشته و نظر به اهمیت این حمام برای هویت محلۀ خلجا، سازمان قطار شهری اصفهان ملزم به حفظ بقایای آن شده.

علیرضا جعفری زند، باستان‌شناس، دربارۀ اهمیت حفظ بقایای حمام بهشتی به ایسنا گفت: این حمام جزئی از مجموعۀ بازار و مسجد محله خلجا بوده که به‌مرور زمان، تنها مسجد این مجموعه به‌صورت کامل باقی‌مانده و حمام،سال‌ها پیش شبانه در جریان تعریض خیابان تخریب‌شده است.

وی با اشاره به اینکه در حال حاضر چند طاق چشمه از حمام بهشتی بر جا مانده ، تصریح کرد: بنده در جلسه‌ای با حضور معاونت میراث فرهنگی اداره کل میراث، به ایشان تأکید کردم که چون قدمت مسجد، به پیش از زمان حکومت شاه‌عباس و دوران حکومت شاه‌طهماسب برمی‌گردد، به‌احتمال‌زیاد حمام بهشتی نیز دارای چنین قدمتی بوده و  ضروری است که برای نشان دادن اهمیت محله خلجا در دوران صفویه نسبت به حفظ بقایای آن توجه و اقدام شود.

ناصر طاهری، معاون میراث فرهنگی اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان اصفهان نیز در گفت‌وگو با ایسنا دراین‌باره اظهار کرد: ما به‌طورکلی برای ایستگاه‌های خط دو قطار شهری که در بافت تاریخی قرار دارد، شهرداری را ملزم به حضور ناظر میراث فرهنگی کرده‌ایم. خوشبختانه این ایستگاه‌ها در سطح زیرین اجرا می‌شود و مکانیسم آن با خط یک قطار شهری فرق دارد.   

وی ادامه داد: سابقاً کل ایستگاه را خاک‌برداری می‌کردند اما در حال حاضر فقط به‌اندازه مسیر تردد به سمت زیرزمین راه را باز می‌کنند و بقیه عملیات حفاری در زیرزمین انجام می‌شود؛ به همین دلیل به سطح بالا آسیبی نمی‌رسد.

معاون میراث فرهنگی اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی استان اصفهان خاطرنشان کرد: باوجوداینکه حمام بهشتی دهه‌های گذشته در جریان احداث تقاطع خیابان خلجا و طالقانی از بین رفته و فقط چند طاق از آن باقی‌مانده، ما با شهرداری و قطار شهری اصفهان مکاتبه کردیم و به آن‌ها گفتیم در طرح معماری خود این بقایا را نیز مدنظر داشته باشند چون ملزم به حفظ آن هستند.

طاهری افزود: سازمان قطار شهری آمادگی حفظ بقایا و آثار تاریخی را در کنار اجرای پروژه خود دارد و نمونۀ این کار را در ایستگاه مترو میدان امام حسین(ع) و آبراهه تاریخی که حفظ و به نمایش گذاشته‌شده شاهد هستیم./KahgelArisa

منبع: خبرگزاری ایسنا

معرفی جاذبه‌های گردشگری ایران به ۱۰ زبان

معرفی جاذبه‌های گردشگری ایران به ۱۰ زبان – مدیرکل دفتر بازاریابی و تبلیغات گردشگری از توزیع اقلام تبلیغاتی محصول‌محور و معرفی جاذبه‌های گردشگری ایران به صورت مکتوب و دیجیتال در بازارهای هدف گردشگری تا پایان تیرماه خبر داد.

به گزارش ایسنا به نقل از روابط‌عمومی معاونت گردشگری، محمدابراهیم لاریجانی معتقد است: طراحی و تولید طیف وسیعی از اقلام تبلیغاتی در تنوع کارکرد و نوع زبان، اقدامی بی‌سابقه بوده است.

 او با بیان اینکه این اقلام در دو قالب بروشورهای «محصول محور» و «معرفی جاذبه‌های گردشگری کشور» عرضه خواهد شد، افزود: محصولات گردشگری که در اقلام تبلیغاتی به آن پرداخته شده است، شامل «گردشگری سلامت»، «گردشگری مذهبی و ادیان»، «اقامتگاه‌های بوم‌گردی» و «فرهنگ و آداب اقوام» است که به طور خاص برای هر یک، بروشوری به ۱۰ زبان طراحی شده است.   

مدیرکل بازاریابی و تبلیغات گردشگری در تشریح اقلام تبلیغاتی گروه دوم با عنوان معرفی جاذبه‌های گردشگری کشور، اظهار کرد: کاتالوگ «۱۰ دلیل سفر به ایران» به ۱۰ زبان، کتابچه «ویزیت ایران» به چهار زبان، کتاب « ۱۰۰ میراث ایران» به زبان انگلیسی و کتاب «ایران تراول گاید» به زبان انگلیسی، نمونه‌ای از این اقلام است.

تولید ویدئوهای محصول محور

لاریجانی ادامه داد: برخی اقلام با محوریت فضای مجازی و دیجیتال در حال تهیه است که از اهم آن‌ها می‌توان به مالتی مدیای ۲۴ اثر  ثبت جهانی ایران به ۱۰ زبان، لوح فشرده کلیپ‌ها و ویدئوهای معرفی ایران شامل ۳۰ کلیپ به ۱۰ زبان و لوح فشرده با عنوان  ۳۶۵ عکس از یکصد جاذبه ایران، اشاره کرد.

او با بیان اینکه ساختار ساخت ویدئوها محصول‌محور است، گفت: در تهیه تمام اقلام تبلیغاتی تلاش کرده‌ایم علاوه بر معرفی ایران به طور عمومی، نگاه تخصصی و عمیق‌تری به جاذبه‌ها و ظرفیت‌های گردشگری کشور داشته باشیم و از مهم‌ترین دسته این تولیدات می‌توان به ساخت ۱۴ ویدئو مناسب فضای دیجیتال شامل دو ویدئو سه‌دقیقه‌ای از معرفی ایران به ۱۰ زبان، سه ویدئو یک‌دقیقه‌ای از معرفی ایران بدون کلام، دو ویدئو گردشگری سلامت ایران به چهار زبان، دو ویدئو معرفی اقوام ایرانی و غذاهای ایرانی به ۱۰ زبان، یک ویدیو معرفی ایران ویژه کشورهای عربی (‌زیارت، سلامت و سیاحت) به زبان عربی، یک ویدئو اقامتگاه‌های سنتی و بوم‌گردی ایران به ۱۰ زبان و یک ویدئو گردشگری مذهبی و ادیان در ایران  به ۱۰ زبان اشاره کرد.

مدیرکل بازاریابی و تبلیغات گردشگری افزود: یکی دیگر از رویکردهای اصلی تولید اقلام تبلیغاتی توجه به بازارهای هدف و در نظر گرفتن ۱۰ زبان با هدف پوشش بیش از ۱۰۰ کشور بوده است.

اعتمادسازی در دوران پساکرونا

لاریجانی گفت: تولید چند ویدئو با هدف اعتمادسازی پساکرونا با تکیه بر رعایت پروتکل‌های بهداشتی در زنجیره گردشگری و سفر به ایران به ۱۰ زبان از لحظه ورود گردشگر از فرودگاه و تردد تا هتل، رستوران، موزه و سایر بخش‌ها در دست اقدام قرار گرفته است که در حال حاضر خلاء آن در فضای مجازی احساس می‌شود.

مدیرکل بازاریابی وتبلیغات گردشگری همچنین به ابعاد دیگری از اقدامات صورت گرفته در راستای ورود به بازارهای هدف گردشگری و تبلیغ جاذبه‌های گردشگری کشور اشاره کرد و افزود: راه‌اندازی صفحه رسمی گردشگری ایران در فیسبوک، وی‌چت، اینستاگرام، یوتیوب، شنوتو (پادکست) و بارگذاری محتواهای تولیدشده به زبان‌های مختلف از اهم اقدامات صورت گرفته در این راستا به شمار می‌آید.

لاریجانی یادآور شد: زبان‌های استفاده‌شده در اقلام تبلیغاتی منطبق بر کشورهای اولویت‌دار بازار هدف شامل زبان‌های انگلیسی، عربی، روسی، ترکی آذربایجانی، ترکی استانبولی، آلمانی، چینی، فرانسوی و ژاپنی است./KahgelArisa

منبع: خبرگزاری ایسنا

بازخوانی نظرات شهریار عدل در باب حفاظت از آثار تاریخی

بازخوانی نظرات شهریار عدل در باب حفاظت از آثار تاریخی بیشتر مردم می‌گویند باید خانه‌های تاریخی حفظ شوند، اما به شرطی که خانه‌ی من نباشد، تفکری با اشکالات ساختاری که با چوب و قانون هم حل نمی‌شود، باید جامعه را نسبت به این مسائل حساس کنیم.

به گزارش ایسنا؛ ساعتی مانده به بامداد یکم تیرماه سال ۹۴، از فرانسه خبر رسید که «شهریار عدل» ایران‌شناس و بازرس ایکوم جهانی، پس از احساس درد در قفسه‌ی سینه، ایست قلبی کرد و درگذشت، مردی که خبر درگذشت‌اش شوکی بزرگ به جامعه میراث فرهنگی کشور و حتی سازمان‌های مردم‌نهاد جهانی مانند «ایکوموس» و «یونسکو» وارد کرد.

تشییع شهریار عدل در تیرماه 94

عدل در طول سال‌های فعالیت‌اش در حوزه‌های مختلف میراث فرهنگی از باستان‌شناسی گرفته تا شناسایی، بررسی و مطالعه روی آثار تاریخی کشور، راهکارها و اظهارنظرهای کارشناسانه‌ی زیادی برای حفاظت از آثار تاریخی مطرح کرده بود و حالا در پنجمین سالگرد درگذشت‌اش بازخوانی برخی از اظهارنظرهای وی شاید بتواند راهکاری برای حفاظت از دیگر آثار تاریخی باشد که از گزند لودرها و رای‌های خروج از ثبتِ دیوان عدالت اداری در امان مانده‌اند.

ارتش هم نمی‌تواند حفاظت محوطه‌های تاریخی را تامین کند

او ۳۰ مرداد ۱۳۸۷ در گفت‌وگویی با ایسنا، تخریب‌هایی که در برخی آثار تاریخی رخ می‌دهند را از سر بی‌اطلاعی یا اطلاع نادرست داشتن و نوعی بی‌فرهنگی تعبیر و به این نکته تاکید کرد که «در بیشتر اوقات، تخریب یک منشأ اقتصادی دارد، حتا می‌توان گفت که مسایل اقتصادی مادر تخریب‌ها هستند.»

وی بیان کرد: «فرض کنید که یک خانه‌ی قدیمی در مرکز شهر اصفهان وجود داشته باشد، وقتی این خانه در فهرست آثار ملی ثبت شود یا به نحوی یکی از ارگان‌های دولتی روی آن دست بگذارد، ارزش مادی خود را از دست می‌دهد. بنابراین مردم در صرفه‌ی خود نمی‌بینند که بناها و آثار تاریخی را در تملک داشته باشند.

نمونه‌هایی از این دست در اصفهان زیاد بوده‌اند و حتا عده‌ای از ترس این‌که دولت روی ملک آن‌ها دست نگذارد، سریع‌تر برای تخریب آن اقدام می‌کنند، حال باید دید، چرا این اتفاق در کشورهای اروپایی نمی‌افتد. شاید به این دلیل باشد که فرهنگ ما ملک قدیمی را نمی‌پسندد و خانه‌ای را که ۳۰ سال از عمرش گذشته باشد، کلنگی می‌داند و کسی خواهان زندگی در آن نیست.

در واقع، کسانی که خانه‌های قدیمی دارند، به دلایل بیشتر فرهنگی مایل به تملک آن‌ها نیستند. البته از سوی دیگر، از نظر اقتصادی نیز برای آن‌ها به‌صرفه‌ نیست. درحالی‌که اگر یک خانه‌ی قدیمی در کشوری اروپایی وجود داشته باشد، ارزش این خانه به‌دلیل قدیمی بودن بالا می‌رود. هم‌چنین آنجا از نظر مالیاتی و نیز برای نگهداری آن خانه به مالک کمک خواهد شد. این موارد در کل سبب می‌شوند که در ایران محوطه‌هایی که می‌توانند فرهنگی باشند، با اشکال‌هایی مواجه شوند.»

او در آن زمان اما درباره‌ی اقداماتی که باید انجام شوند تا زمینه‌های بی‌فرهنگی در تخریب آثار تاریخی کم‌رنگ شوند، نیز گفته بود: «این مسأله در درجه‌ی نخست به تربیت اجتماعی مربوط می‌شود؛ یعنی از روز نخستی که بچه‌ای به‌دنیا می‌آید، تربیت آن باید انجام شود. در واقع، این فرهنگ عمومی است که باید بالا بیاید. گرچه زمینه‌های اقتصادی را که بستر بیشتر تخریب‌ها را فراهم می‌کنند، به‌طور کامل نمی‌توان از میان برد. هم‌چنین باید بپذیریم که سازمان میراث فرهنگی یک‌تنه قیم ۷۰ میلیون نفر نمی‌تواند باشد. باید دید آیا این سازمان با کادری که دارد، از یک میلیون و ۶۴۸ هزار و ۱۹۵ کیلومترمربع مساحت ایران می‌تواند حفاظت کند؛ این اصلا امکان ندارد، زیرا سازمان میراث فرهنگی که سهل است، ارتش هم سر هر تپه و اثر یک محافظ نمی‌تواند بگذارد.

در این شرایط، خود مردم باید محافظ آثار باشند. میراث فرهنگی برآمده از مردم ایران است و اگر کمبودی در آن است، به جامعه برمی‌گردد. با این حال، با توجه به‌ این‌که آسیب‌شناسی این موضوع به جامعه مربوط می‌شود، موارد قصور را یکی‌یکی می‌توان بررسی کرد.

این اتفاق افتاده است که مسؤولان میراث فرهنگی از آنجا که دانش کافی درباره‌ی موضوع خاصی‌ نداشتند، سبب تخریب یا منشأ تخریب شده باشند. این عیب به جامعه و سیستم تعلیماتی ما برمی‌گردد که نتوانسته است به‌اندازه‌ی کافی اشخاص متخصص تربیت کند. در نتیجه، چاره‌ این است که فرهنگ مردم افزایش یابد.

سازمان میراث فرهنگی (وزارتخانه) مجری قضاوت نیست. وقتی یک جرم فرهنگی اتفاق می‌افتد، سازمان میراث فرهنگی فرد خاصی را به زندان نمی‌تواند محکوم کند، ولی پیگیری‌های حقوقی برعهده‌اش است، به علاوه این‌که دستگاه قضایی کشور باید روی این موضوع حساس باشد و باید در هر دو مورد اقداماتی انجام شوند، یعنی در بالا ‌بردن فرهنگ ملی و ارایه‌ی قوانین به‌طوری که صاحبان اموال نه‌تنها خود را در خطر ندانند، بلکه خود را در پناه‌ قانون ببینند. هم‌چنین مسؤولان میراث فرهنگی باید وظایف خود را به‌نحو احسن انجام دهند. بنابراین از آنجا که در مسایل پیش‌آمده‌ی اخیر مانند خارک، سد سیوند و اصفهان، میراث فرهنگی به‌تنهایی مقصر نیست، در این‌باره نسخه‌ی معجزه‌آسایی نمی‌توان نوشت.»

متولیان آثار تاریخی خود در خانه‌های مدرن زندگی می‌کنند

مردم می‌گویند باید خانه‌ها را حفظ کرد، به شرطی که خانه‌ی من نباشد

او ۲۵ مرداد ۱۳۹۰ نیز در گفت‌وگو با ایسنا و با همین موضوعیت صحبت‌هایی مطرح کرده بود؛ «از آن جا که بعضا فرهنگ جامعه‌ی ایرانی، بناهای قدیمی را نمی‌پسندد، برای جلوگیری از تخریب خانه‌های تاریخی باید کاری کرد که با ثبت آن‌ها در فهرست آثار ملی، دارای ارزش‌ مالی زیاد شوند.

شهریار عدل

 مردم در جوامع اروپایی و آمریکایی بعضا آثار تاریخی را دوست دارند، ولی جامعه‌ی ما بعضا این مسأله را نمی‌پذیرد، به‌طوری که می‌بینیم، بیشتر مردم ایران نمی‌خواهند در خانه‌ی پدری بمانند و تمام آرزوی‌شان این است که یک خانه‌ی جدید بسازند. این موضوع از سال‌های بسیار دور در فرهنگ ما وجود داشته است. بناهایی که ما می‌سازیم، به‌جز مساجد و اماکنی از این نوع، برای کوتاه‌مدت ساخته می‌شوند، نه یک زمان طولانی.

از یک سو بسیاری از کسانی که مأمور هستند قانون ثبت آثار تاریخی را رعایت و اجرا یا خانه‌های تاریخی را مشخص کنند، خودشان در آپارتمان‌های مدرن زندگی می‌کنند. از سوی دیگر مردم انتظار دارند، وقتی به آن‌ها گفته می‌شود، خانه‌شان در فهرست آثار ملی ثبت شده است، از ارزش‌ آن کاسته نشود. در حالی که می‌بینیم، اگر خانه‌ای تا روز پیش، مثلا دومیلیارد تومان ارزش مادی داشت، قیمت آن پس از ثبت در فهرست آثار ملی بسیار کاهش می‌یابد. آیا همان بازرسی که مأمور کارشناسی بنای تاریخی بوده، حاضر است با خانه‌ی خودش چنین کاری را انجام دهند؟

 نتیجه‌ی این کار یا بی‌قانونی می‌شود که صاحبان بناها و باغ‌ها، درخت‌ها را آب نمی‌دهند و پای آن‌ها گچ و آهک می‌ریزند تا خشک شوند و از بین بروند یا این‌که به دیوان عدالت اداری مراجعه می‌کنند و دیوان نیز به سود آن‌ها رأی می‌دهد.

پیشنهاد ‌ می‌کنم که دولت چیزی در برابر ثبت این بناها به صاحبان ملک بدهد، آن چه دولت در عمل می‌دهد، در برابر ارزش آن ملک، ناچیز است. مثلا می‌گویند، مالیات ندهید؛ ولی مگر مالیات چقدر است که ارزش یک ملک چند صد میلیونی یا دو سه میلیارد تومانی را داشته باشد؟ این در حالی است که در فرانسه‌، هلند، بلژیک‌، آلمان و لوکزانبورگ، اگر خانه‌ای از دوره‌ی صفوی وجود داشته باشد، قیمت آن چهار یا پنج برابر می‌شود.

همچنین مالکان چنین بناهایی احساس برتری می‌کنند که خانه‌ی آن‌ها به ۵۰۰ سال پیش تعلق دارد، نه احساس حقارت. این موضوع در ایران وجود ندارد. بیشتر مردم می‌گویند، باید این خانه‌ها را حفظ کرد، به شرطی که خانه‌ی من نباشد و این تفکر اشکال ساختاری دارد. میراث فرهنگی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یا هر وزارتخانه‌ی دیگری، تمام خانه‌های بالای ۱۰۰ سال را نمی‌تواند بخرد.

در واقع برای جلوگیری از تخریب، باید ارزش مالی خانه‌های تاریخی حفظ شود، ما باید برای بیداری جامعه بکوشیم و کاری انجام دهیم تا ارزش مالی این نوع خانه‌ها افزایش یابد تا مردم شوقی برای حفظ آن پیدا کنند. دست کم کاری کنیم که اگر قیمت خانه‌های تاریخی بالا نمی‌رود، پایین هم نیاید.»

در اروپا یک خانه‌ی قدیمی قیمتی مضاعف دارد، اما در ایران کلنگی است

پروفسور عدل؛ هفتم اسفند ماه ۱۳۹۰ زمانی که برخی از فعالان میراثی در نامه‌ای اعتراضی به شهردار وقت تهران درباره‌ی وضعیت آثار تاریخی این شهر نوشته بودند؛ نیز در گفت‌وگوی دیگری با خبرنگاران ایسنا اظهار نظر کرده بود.

«وظیفه‌ی تک‌تک افراد جامعه این است که نسبت به هویت ملی خود هوشیار و حساس باشند تا از تخریب و نابودی نشانه‌های آن‌که همان آثار تاریخی و طبیعی هستند، بتوانند جلوگیری کنند. موضوع آثار، خانه‌ها، باغ‌ها و بافت‌های تاریخی در درجه‌ی نخست، یک مسأله‌ی فرهنگی محسوب می‌شود، در اروپا و غرب، جامعه نسبت به این موضوع آگاهی دارد، یعنی هم جامعه‌ی فرهنگی و هم جامعه‌ی اقتصادی و مالی که بسیاری از اوقات حرف آخر را می‌زند، نسبت به این موضوع هوشیار است. به همین دلیل، در آنجا یک خانه یا محوطه‌ی قدیمی قیمت مضاعفی دارد، ولی در ایران یک خانه‌ی قدیمی، کلنگی محسوب می‌شود.

تا زمانی که زیربنای فرهنگی این موضوع در ایران پشت و رو نشود، این بحث ادامه خواهد داشت. این طبیعی است که اگر به فردی که در منطقه‌ی شمیرانات باغی چندهزار متری با میلیاردها تومان ارزش مالی دارد، گفته شود که باغش جزو میراث طبیعی یا فرهنگی محسوب می‌شود، تلاش کند تا آن را از قیود آزاد کند که از دست نرود. این یک واقعیت کاملا ملموس است. وقتی کسی در غرب چنین ملکی داشته باشد، انواع کمک‌ها را دریافت می‌کند، ولی در ایران در بخش‌های تئوری یا قانونی، کمک‌های کمی در نظر گرفته شده‌ است.

نکته‌ی دیگری که باید به آن توجه کرد این است که تمام کسانی که این قیود را برای مالکان بناهای تاریخی می‌گذارند، خودشان در آپارتمان‌های مدرن زندگی می‌کنند؛ ولی از مردم ساکن در بافت‌های تاریخی مانند یزد می‌خواهند در همان خانه‌های قدیمی زندگی کنند. در حالی که مردم هلند در شهرها دوچرخه سوار می‌شوند، آرزوی هر ایرانی این است که دست‌کم یک پراید بخرد.

برای برخی از شرایط فرهنگی که در کشور رایج شده، معادل فارسی وجود ندارد؛ در شرایطی که خانه‌های تاریخی زیادی در کشور وجود دارند، عده‌ای تمایل دارند در خانه‌های «اُپن ـ کیچن» زندگی کنند و در این‌باره تمام مجله‌های معماری کشور که نقشه‌های اروپایی را منتشر می‌کنند، مسؤول هستند، زیرا مردم به‌تنهایی نسبت به آخرین مدهای آمریکا و اروپا آگاه نمی‌شوند و براساس تبلیغات و معرفی‌هایی که انجام می‌شود، از چنین ساختاری مطلع می‌شوند.

هیچ کسی انتظار ندارد یک دستگاه دولتی یا شهرداری تمام خانه‌های قدیمی ایران را بخرد، اما به جای تبلیغ درست و معرفی فرهنگ اصیل ایرانی، چیزهایی در کشور معرفی و تبلیغ می‌شود که با فرهنگ ما در تناقض است.

این مسائل با چوب و قانون قابل حل شدن نیست. جامعه باید نسبت به چنین مسائلی حساس باشد و هر شخصی ابتدا باید از خودش شروع کند، در حالی که اشکال ما این است که همه منتظریم یا توقع داریم که ابتدا دیگری آغازکننده باشد.»

شهریار عدل «ایران‌شناس و استاد رشته باستان‌شناسی» و عضو موسسه ملی تحقیقات علمی فرانسه که بخش عمده‌ای از جوانی‌اش را صرف میراث فرهنگی کرد و ثبت جهانی آثار تاریخی ایران را برای مسوولان میراثی به مساله‌ی روز تبدیل کرد و چند سال بعد به هزینه‌ی شخصی خود برای ثبت جهانی “تخت‌جمشید”، “چغازنبیل” و میدان “نقش‌جهان” اصفهان وارد عمل شد، او حتی اوایل انقلاب به هزینه شخصی خود به دنبال میراث به تاراج رفته ایران رفت و برخی را با ارائه سند و مدارک کافی و به یاری سازمان میراث فرهنگی به ایران برگرداند. 

در سال ۱۹۶۶ در یونسکو طرحی را تصویب کرد تا مطالعات و پژوهش در آسیای میانه مدنظر قرار گیرد. ده سال بعد در سال ۱۹۷۶ مجمع عمومی یونسکو طرحی را به نام «طرح تدوین تاریخ تمدن‌های آسیای میانه» تصویب کرد، او یکی از ارزیابان کمیته ملی یونسکو بود و در سال ۱۳۶۱ توانست سه قطعه فیلم کوتاه از مظفرالدین شاه در آرشیو عکس‌های کاخ گلستان پیدا کند.

در ۱۳ مهر ۱۳۸۸ (۵ اکتبر ۲۰۰۹ میلادی) در مقر سازمان یونسکو در پاریس و همزمان با آغاز تشکیل مجمع عمومی سالانه کشورهای عضو یونسکو دبیرکل یونسکو مدال فرهنگ جهانی این سازمان با نام «پنج قاره» را به پروفسور شهریار عدل اهدا کرد. او تا زمان درگذشت‌اش، بازرس ایکوموس جهانی (شورای بین‌المللی بناها و محوطه‌ها) بود. /KahgelArisa

شهریار عدل

منبع: خبرگزاری ایسنا