عمارت آیینه خانه

چه شد که ظل‌السلطان مخرب شد؟ |اینکه هر سلسله‌ای آثار و یادگارهای سلسله پیشین را خراب کند، در تاریخ ایران بی‌سابقه نیست؛ اما دردناک‌ترین و سیاه‌ترین دفعه، آن بود که مسعود میرزا ظل‌السلطان، حکمران سی‌وپنج‌ساله اصفهان، پسر ناصرالدین‌شاه ، دست به این کار زد. ما در این گفتار به دو موضوع اشــــاره می‌کـــنیــم تــا به پــس ذهــن ظل‌السلطان نفوذ کنیم و ببینیم چرا دست به تخریب مستقیم یا غیرمستقیم پنجاه اثر صفوی زد.

میـــرزا‌حـــسن‌خان جــابـــری‌انــصاری از منشی‌های ظل‌السلطان بود. او سال‌های سال در دستگاه ظل‌السلطان خدمت کرد و بعد از وقوع انقلاب مشروطیت، تا مدتی نیز در نظام جدید به سمت منشی‌گری انجمن ولایتی اصفهان مشغول بود. او چندین کتاب درباره تاریخ اصفهان نگاشته است و ازاین‌جهت حق بزرگی بر گردن اصفهان و اصفهانی دارد. یکی از کتاب‌های او «تاریخ اصفهان و ری و همه جهان» نام دارد.

استاد جمشید مظاهری در سال 1378 بخش‌هایی از کتاب را تصحیح کرده و در کتاب ارزشمندی به نام «تاریخ اصفهان» به چاپ رساند. مصحح با مراجعه به صدها منبع مختلف دیگر و اضافه کردن تعلیقاتی سودمند، تلاش کرده است کتاب مذکور را هرچه بیشتر پربار کند. جابری‌انصاری در دوران پیری که دیگر نه خبری از ستم و ترس ظل‌السلطانی بود و نه از قاجار خبری بود، به نگارش کتاب «تاریخ اصفهان و ری و همه جهان» پرداخت.

او در بیان بخش‌هایی که به ذکر ابنیه و آثار تاریخی اصفهان می‌رسد، با کمال تأسف از خرابی پنجاه اثر تاریخی شهر یاد می‌کند و ویرانی این آثار را نادرست دانسته و از ظل‌السلطان و کسانی که در دستگاه او به این خرابی‌ها دامن زده و از آن خرابی‌ها، خانه خود را آباد کردند، نفرین می‌کند. بااین‌حال به علت‌یابی این امر نیز دست زده است.باید بگوییم از میان کسانی که به ذکر علت این روحیه و رویکرد ظل‌السلطان در تخریب آثار تاریخی پرداخــته‌اند، می‌توان گفــت تــحلیــل میرزا‌حسن جابری‌انصاری به واقعیت نزدیک‌تر است، اگرچه جای بحث نیز دارد.

او بیان می‌دارد که ظل‌السلطان بدین خاطر به تخریب این عمارات دست زد که می‌خواست برادرش مظفرالدین میرزا ولیعهد که بعدا شاه کشور شد، نخواهد هرساله با خدم‌وحشم خویش به اصفهان بــیایــد و بــرای صـــاحــب‌خـــانه یـــعنی ظل‌السلطان مشکلاتی ایجاد کند. نمی‌دانم تا چه حد این تحلیل می‌تواند درست باشد، اما این را می‌دانم که مظفرالدین‌شاه به گواهی تمامی منابع قاجاری در سفر و حضر رفتاری کودک‌مأبانه و عجیب‌غریب داشت.

او به اطرافیانش اجازه می‌داد هر چه می‌خواهند بکنند و هر آشفــتگی و خــرابی دلشــان می‌خـواهد بارآورند. یک شاهزاده قاجاری مثل «احتشام‌السلطنه» به‌صراحت از این رفتارهای بچــه‌گانه مــظفرالدین‌شاه و اطرافیانش پرده برداشته است. او که سفیر ایران در آلمان بود، خاطرات مسافرت دوم مظفرالدین‌شــاه به اروپــا را به تصویر می‌کشد که هیئت درباری حدود یک‌صد نفر بود؛ به‌اندازه‌ای که «دولت آلمان پس‌ازاینکه اصل بازدید پادشاه ایران و پذیرایی از او را پذیرفت، در قبول پذیرایی از قریب یک‌صد نفر همراهان که مرکب از صدراعظم و بعضی از وزرا و درباریان و رجال تا نوکر و پیشخدمت و قراول و یساول و دلقک و روضه‌خوان و معین‌البکاء و امثالهم بود، اشکال‌تراشی می‌کرد.

حق هم با وزارت خارجه آلمان بود» (خاطرات احـــتشام‌الســلطــنه، 1367، ص472). مـــســـلم اســــــــت وقــــتـــی مظفرالدین‌شاه، برای سفر پرخرج خارجی، اجازه می‌دهد این‌همه آدم به دنبال کاروان سلطنتی راه بیفتند، برای سفر داخلی مثلا اصفهان چند نفر را همراه خود خواهد آورد. از طرف دیگر چنان‌که همین شخص می‌گوید، شاه در جمع اطرافیان بسیار زشت رفتار می‌کرد.

بااین‌حال منابع تاریخی به ما نمی‌گویند حتی یک‌بار هم مظفرالدین‌شاه به اصفهان آمده باشد. چه در زمان ولیعهدی و چه در زمان شاهی. اما حالا این ترس ظل‌السلطان از کجا بود؟ من نمی‌دانم. جالب است بدانیم آنچه مظفرالدین‌شاه را به‌سوی اصفهان جذب کرده بود، این ابنیه و عمارات نبود، بلکه جشنی بود که هرساله در زمان ظل‌السلطان در اطراف زاینده‌رود برگزار می‌شد و جلوه و زیبایی خاصی داشت.

در این جشن با تخته‌های محکم، پل خواجو را می‌بستند که آب از زیر آن رد نشود و وقتی آب به بالا می‌آمد، با قایق‌های زیبا و جشن و سرور در اطراف و وسط آب به شادی می‌پرداختند. البته این یک جشن دولتی بود و بیشتر سران و حکمرانان حوزه حکومتی ظل‌السلطان در آن دعوت بودند.

حالا به تحلیل میرزا حسن جابری انصاری از زبان خودش می‌پردازیم:«یکی از اسرار نهانی به ویرانی آن پــنجاه عــمارت صــفویه تــقریبا، خصوصاهفت دست و آیینه‌خانه، شاید آن بود که منهیان نهانی ظل‌السلطان در دستگاه ولیعهدی مظفرالدین شاه و بعد به سلطنتش، از بس برای ظل‌السلطان نوشته بودند زمان ادارات ظل‌السلطان که وصف چراغان و جشن کنار زاینده‌رود و کشتی‌رانی و شــناوری شــناگــران، و آتش‌بازی‌های رخشان و سد رودخانه و دریاچه ساختن میان پل جویی و پل خواجو و خیمه افراشتن حکام و پیشکاران و روسای کشوری و لشکری و نوای موزیکانچیان و چند فوج ساخلوی اصفهان در دو طرف رودخانه و شکوه عمارات صفویه به یک‌ماهه اردیبهشت، برای شاه کــــرده‌انــد و هــمی خــصــوصــیاتــش را می‌پرسیده، ظل‌السلطان متوهم شده مبادا شاه هرساله بخواهد بیاید اصفهان و خواهان چنان جشنی شود؟ لذا پس از مردن مشیر (که مانع خرابی بود و فروش خالصجات و باغات دولتی) گفت عمارات را به‌تدریج از میان ببرند.

خریداران باغات دولتی هم از خدا چنین آرزویی داشتند که آن عمارات را برای نبودن آثار خالصگی دولتی و قیمت‌های گزافش ریشه‌کن نموده، مصالحش را صرف خانه‌های شخصی نمایند» او برای اثبات این نظر یک مثال هم می‌آورد؛ اینکه حاج‌آقا نورالله نجفی تعریف کرده است در سال 1321 ق که به حضور مظفرالدین‌شاه رفت، شاه فقط از این جشن باشکوه و کیفیت آن از او سوال کرده بود. پس شاه بسیار شایق و علاقه‌مند بوده است که در چنین جشنی شرکت نماید (جابری انصاری، 1387، تاریخ اصفهان، ص 159).

چنان‌که در ابتدای سخن گفتیم پس چرا مظفرالدین‌میرزا و سپس مظفرالدین‌شاه یک‌مرتبه هم بار سفر اصفهان نبست و راهی این شهر نشد تا هوس کودکانه خود را جامه عمل بپوشاند؟ او که سه بار راهی اروپا شد و سفرهایی سه تا شش ماه به آن قاره داشت، چرا به اصفهان نیامد؟ لابد مظفرالدین شاه مانند پدرش هرساله سفری به مازندران یا مشهد داشته است، چرا اصفهان و جشن زاینده‌رود را از قلم انداخته است؟ آیا سیاست تخریب ظل‌السلطانی در این میان مؤثر بوده است؟ واقعیت هرچه بود و انگیزه ظل‌السلطان هر چه می‌خواهد باشد، ضربه اساسی و نهایی را اصفهان خورد که از پنجاه اثر مهم و تاریخی خود به خاطر این ترس و نگرانی موهوم محروم شد و امروز باید آن‌ها را در کتاب‌ها جست‌وجو کند.

اگر به نقشه صفوی اصفهان نگاهی بیندازیم، در دو طرف خیابان چهارباغ ده‌ها باغ زیبا صف بسته‌اند که همگی سردری به سمت خیابان دارند و داخل باغ نیز یک عمارت کلاه فرنگی جهت نشستن و تفریح وجود داشته است. تقریبا همه باغ‌ها همین طرح را داشته‌اند. علاوه بر باغ‌های چهارباغ، باغ‌های دیگری نیز در این‌سو و آن‌سوی شهر بود که به دلیل فراوانی و نیز گمنامی، اکنون از آن‌ها یاد و خاطره چندانی باقی نمانده است.

جریانی در دوران قاجار (ناصری و مظفری) اتفاق افتاد که این باغ‌ها را از بخش دولتی منتزع و به بخش خصوصی واگذار کرد. نتیجه هم روشن بود: همه این باغ‌ها رو به ویرانی رفتند.ماجرا از آن قرار بود که از اوایل حکومت ناصرالدین‌شاه، موضوع خرابی املاک و باغ‌های دولتی و عدم توجه مسئولان بدان‌ها موردتوجه دربار قرار گرفت. به‌قول جابری انصاری «شاه در سفرهای خود به داخله مملکت از دور هر قریه‌ای را می‌دید ویران است، می‌فرمود: این خالصه دیوان است! و هر محل قلعه و سکنه و آبادی داشت می‌پرسید: ملک کیست؟ و یقین داشت اربابی است … خالصجات چون از دولت بود و مصارف را دیوان قبول نمی‌نمود و طبعا دلسوز نداشت، از آه و ناله حکام در خرابی و کسرمالیات به ستوه آمد»(جابری انصاری، 1378، تاریخ اصفهان، ص 37).

دولت راه‌هایی را پیمود تا سرانجام تصمیم به واگذاری آن‌ها گرفت. در ابتدا موضوع مقدار مالیات هر روستا را به‌طور دقیق مشخص کرد. راجع به خالصه اصفهان در وقایع اتفاقیه می‌خوانیم «چون سابقا همه‌ساله دهات خالصه اصفهان ممیزی می‌شد و بدین واسطه رعیت خالصه دلگرم و آسوده نبودند و خالصه آباد نمی‌شد» پس اولیای دولت تصمیم گرفتند تا مالیات دیوانی هر یک از دهات خالصه را مشخص کرده، سرخط بدهند تا «رعیت بداند که در عرض سال چقدرمنال دیوانی باید بدهد و بعدازآنکه دانست البته سعی در رعیتی و زراعت می‌نماید» (وقایع اتفاقیه، ش32،14 ذی‌القعده 1267).  اما گویا این روش کارساز نبود. پس دولت تصمیم گرفت این املاک را به‌صورت محدود به اشخاص اجاره بدهد تا مستأجر خود به آبادانی روستا بیندیشند.

دوازده سال بعد راجع به اصفهان آمده است که شاه به‌موجب فرمانی خالصجات اصفهان را به مدت پنج سال به افراد معتبر اجاره می‌دهد و این کار را بر عهده دبیرالملک نهاده است (دولت علیه، ش542، 18ذی‌القعده 1279). اما دو دهــه بــعد ناصرالدین‌شاه تصمیم جالب‌تری گرفت که امروزه به آن «خصوصی‌سازی» می‌گویند. او تصمیم گرفت املاک و اموال دولتی را به اشخاص و افراد واگذار نماید. صدراعظم او امین‌السلطان که برای پرکردن کسری خزانه به دنبال راهی بود هم شاه را بدین کار تشویق کرد. چنین شد که فرمان مخصوص برای فروش املاک و باغ‌ها به اصفهان رسید، اما در چند سال نخست، وزیر با تدبیر ظل‌السلطان، یعنی مشیرالملک انصاری این سیاست را اجرا نمی‌کرد و می‌گفت «ناصرالدین‌شاه چه حقی دارد املاک دولتی را بفروشد؟این امـــلاک اعـــتبار دولـــت اســــت» (جابری‌انصاری، 1378، تاریخ اصفهان، ص 37). 

اما با مردن این شخص اوضاع برگشت. چنان‌که «غربای ولایات و بی‌مایگان جسور که بیم کسور و باقی دیوان نداشتند، متوکلا علی‌الله، از همه پیش‌قدم‌تر، قسمت مهمی از املاک مرغوب را بردند. بعد حلاوت زراعت به مذاق شاهزادگان و علما و اعیان و کسبه بازاری و بازرگانان رسید» (همان‌جا)جلال همایی هم در توصیف این وضعیت غارت و «بخوربخور» می‌گوید «آن ایام مصادف با بحران خالصه‌فروشی بود. علی‌الخصوص در اصفهان که قرا و قصبات عظیم از قبیل ریز، مبارکه، قهجاورستان، فارفان، خاتون‌آباد، سین و گرگاب و امثال آن و همچنین باغ‌های بزرگ مشجر مجلل صفویه را که پاره‌ای از آن‌ها تا هشتاد جریب شاه یعنی هشتاد هزار ذرع مربع مساحت داشت، در مقابل ثمن بخس که حداکثرش معمولا تقدیم کردن یک‌صد اشرفی معادل صد تومان بود، نقد می‌فروختند و اعیان و اشراف و رجال و مع‌الأسف مابین ایشان جماعتی هم از روسای روحانی بودند، همچون کرکسان گرسنه که به جیفه درافتاده باشند …

بدیهی است هر کس بیشتر به دستگاه حکومت وقت راه داشت، بیشتر استفاده می‌کرد» (همایی، مقدمه دیوان طرب، ص 128). کار بدانجا کشید که طمع به املاک خصوصی مردم کرده و سال‌ها اصفهانیان گرفتار دعواهایی ازاین‌دست بودند. این جریان در دوره مظفرالدین‌شاه به‌غایت رسید؛ به‌طوری‌که در این زمان دیگر املاک خالصه سودآور در اصفهان باقی نمانده بود. این امر برای ظل‌السلطان که تصمیم بر خرابی عمارات صفوی گرفته بود، بهترین بهانه می‌نمود تا با فروش این عمارات به‌شرط خرابی به هدف خود برسد؛ چنین شد که «باغ تخت، شمس‌آباد، فتح‌آباد، نمکدان، باغ کومه، باغ طاووس، عمارت جهان‌نما، آیینه‌خانه، هفت دست و غیره و غیره و تمام را به‌عنوان خالصه در زمان خالصه‌فروشی به جزئی تقدیمی از دولت خریدند و خراب کردند» (مجدالاسلام کرمانی، سفرنامه کلات، ص 130).

حیرت آنجاست که ظل‌السلطان خود نیز از فروش خالصجات اظهار نفرت می‌کند «از ولایات یک پول نمی‌رسید. مخارج دولت هم به‌جا، روزبه‌روز هم زیادتر می‌شد. از راه لقب‌فروشی و منصب‌فروشی وزرای باتدبیر آنچه توانستند مردم احمق را چاپیدند و دین و دولت را بدنام کردند و خود را بدنام ابدی. به خیال فروش خالصجات افتادند. این دیگر یک بلایی بود عظیم و نگفتنی. آه آه آه! دولت را گدا و ذلیل و ملت را هبا منثورا کردند. البته ده هزار پارچه ده به اسم خالصه دولت دست رعیت جزء بود. شاید بیست کرور رعیت از این راه نان می‌خوردند. املاک را بنای فروش گذاشتند. به ثلث و نصف بها. بلکه به هیچ. به‌مرور املاک مردم را هم فروخته املاک از چنگ رعیت جزء به در آمد» (خاطرات ظل‌السلطان، ج‌2، ص‌683).

این ماجرا در اصفهان سال‌ها تا دوره پهلوی بی‌ثباتی زیادی در مالکیت پدید آورد و خرابی زیادی به عمارات و باغات دیوانی و کشاورزی منطقه زد. اما آنچه در این مقال موردتوجه است آن‌که بسیاری از باغات اطراف شهر به اشخاص حقیقی واگذار شد و بدین طریق راه نیستی و نابودی را پیمودند./ عبدالمهدی رجائی/تاریخ‌پژوه و نویسنده

منبع: روزنامه اصفهان زیبا

KahgelArisa

گردشگری پساکرونا

گردشگری در اروپای پساقرنطینه – پس از گذشت ماه‌ها قرنطینه، بسیاری از شهروندان اروپایی برای گذراندن تعطیلات لحظه‌شماری می‌کنند،‌ اما مقاصد گردشگری تابستان امسال تفاوت‌هایی خواهند داشت: این‌بار خبری از بوفه‌های صبحانه یا تورهای گردشگری نیست، اما استفاده از ماسک و اندازه‌گیری دمای بدن از این پس جزئی از روند سفر خواهد بود.

به گزارش ایسنا به نقل از رویترز، مقاصد گردشگری مختلف از «کولوسئوم» رم گرفته تا موزه «هرمیتاژ» آمستردام، قوانین جدیدی را برای کاهش خطر ابتلا به ویروسی معرفی کرده‌اند که تاکنون منجر به مرگ حدود ۱۷۰ هزار نفر در اروپای غربی شده است.

در ایتالیا، «برج پیزا» و «کلیسای جامع فلورانس» قصد دارند با استفاده از تکنولوژی، فاصله اجتماعی میان بازدیدکنندگان را حفظ کنند؛ به این ترتیب به کمک دستگاه‌های الکترونیکی در صورت نزدیک‌ شدن بیش از حد بازدیدکنندگان به یکدیگر، با کمک ارتعاش هشدار داده خواهد شد.

 مسئولان شهر بارسلونا نیز قصد دارند با استفاده از یک برنامه به گردشگران در برنامه‌ریزی سفر و خودداری از حضور در مناطق پرازدحام کمک کنند.

 در کشورهایی همچون ایتالیا و اسپانیا، که گردشگری یک‌هشتم تولیدات ناخالص داخلی را تشکیل می‌دهد، مقام‌ها سعی دارند فصل گردشگری در تابستان را با جذب مجدد گردشگران احیا کنند. اما نگرانی‌هایی درباره بازگشت مجدد گردشگران و آغاز موج دوم ابتلا به ویروس کرونا نیز وجود دارد.

با آغاز فصل گردشگری در اسپانیا،‌ گردشگرانی که به این کشور سفر می‌کنند،‌ از همان لحظه ورود با تفاوت‌هایی نسبت به سفرهای پیشین‌شان مواجه خواهند شد. مرزهای اسپانیا از هفته گذشته به روی بسیاری از کشورهای اروپایی باز شد.

برخی از هتل‌های این کشور از اجرای تمهیداتی همچون استفاده از دستگاه‌های تهویه‌کننده هوا، دوربین‌های حساس به دمای بدن،‌ لزوم عبور مسافران  از درگاهی که مواد ضدعفونی‌کننده را اسپری می‌کند و لزوم قدم گذاشتن در قسمتی که برای ضدعفونی کردن کفش‌ها درنظر گرفته شده است،  خبر داده‌اند. 

استفاده از سیستم سلف‌سرویس برای مسافران در نوبت صبحانه نیز امکان‌پذیر نخواهد بود و صبحانه توسط کارکنان سرو خواهد شد. 

 همچنین بازدید از بسیاری از موزه‌ها و مکان‌ها دیدنی جهان نیز از این پس فقط با رزرو بلیت به صورت آنلاین در زمان‌بندی‌های محدود و به شرط استفاده از ماسک و عبور از مسیرهای مشخص امکان‌پذیر خواهد بود. اما آغاز فعالیت مجدد موزه‌ها در کنار قوانین جدید به معنای پایان مشکلات اقتصادی نیست. 

 از آن‌جایی که بسیاری از مقاصد فرهنگی جهان ناچار به کاهش تعداد بازدیدکنندگان هستند، انجمن موزه‌های هلند تخمین زده است با ادامه داشتن این روند، ‌موزه‌های این کشور هر هفته با پنج تا هفت میلیون یورو خسارت مواجه خواهند بود.

طبق اعلام «‌یونسکو» نیز بیش از ۱۰ درصد از موزه‌های جهان هیچ‌گاه قادر به بازگشایی نخواهند بود و سایر موزه‌ها هم برای بقا باید برنامه‌ای جدید در دستور کار قرار دهند.

ویروس کرونا تاثیرات ماندگاری را در برخی از اماکن فرهنگی همچون موزه «دل پرادو» اسپانیا که بیشتر درآمد خود را مدیون بازدید گردشگران است بر جای خواهد گذاشت.

 مشکلات مالی ناشی از تعطیلی طولانی‌مدت فقط مختص هتل‌ها و موزه‌ها نیست و سالن‌های تئاتر سراسر اروپا نیز با مشکلات مشابهی مواجه هستند. سالن تئاتر «شکسپیرز گلوب» در لندن که نسخه‌ای مشابه از سالن‌های تئاتر عصر الیزابت است اعلام کرده بدون دریافت کمک مالی ناچار به تعطیلی خواهد شد.

حتی شرایط در  اماکن تاریخی نیز شباهت چندانی به روزگار پیش از کرونا ندارد.

با این‌که ایتالیا از سوم ژوئن پذیرای گردشگران بوده، اما سکوت همچنان بر شهرهای این کشور حاکم است.

فواره «‌تروی» در رم که همواره مملو از تماشاگران است، در حال حاضر تقریبا خالی است.

ایتالیا در سال ۲۰۲۰ با ۴۴ درصد کاهش در شمار گردشگران نسبت به سال گذشته مواجه شده است و به نظر نمی‌رسد این آمار تا سال ۲۰۲۳ به شرایط پیش از شیوع کرونا بازگردد.

طبق اطلاعات آژانس ملی گردشگری ایتالیا،‌ شمار گردشگران کشورهای چین و ایالات‌متحده با ۸۰ درصد کاهش مواجه بوده است. در سال‌های اخیر این دو کشور بیشترین گردشگران خارجی ایتالیا  را دربر می‌گرفتند./KahgelArisa

منبع: خبرگزاری ایسنا

بازار طلافروشان خرم آباد

سرگذشت تاریخی بازار طلافروشان خرم‌آباد – بازار طلافروشان خرم‌آباد واقع در میدان گپ (بزرگ) به‌عنوان یکی از محله‌های تاریخی بازار بزرگ شهر، مربوط به خرید و فروش طلا و جواهرات است. این بنا در گذشته به تاریکه بازار نیز شهرت داشته است.

فضای گنبدی و سنتی این بازارچه سرپوشیده نوستالژی زیبایی از بازارهای قدیم ایرانی را به‌تصویر می‌کشد. زمانی‌که اقوام مختلف ایرانی با لباس‌های زیبای محلی و ایلیاتی در حال خرید مایحتاج بودند و هر لهجه و هر سوغات از مکانی خاص با عطر و بویی از اخلاق و منش ایران و ایرانی بودن همراه بود.

در سرگذشت تاریخ لرستان با استقرار اقوام و قبایل در مناطق امروزی، شهرنشینی و مدنیت نیز از رشد و توسعه برخوردار شد که در این میان با توجه به داشته‌های فرهنگی و طبیعت بکر در این سرزمین، شهر کنونی خرم‌آباد به مرکزی برای داد و ستد و سکونت شهروندان تبدیل شد.

بازار طلافروشان خرم‌آباد ابتدا کاروانسرا بوده که در سال ۱۳۵۳ مرحوم ساکی شهردار وقت خرم‌آباد با تملک حجره‌های داخلی کاروانسرا نسبت به مرمت و احیای این کاروانسرا اقدام کرد و به‌مرور زمان زرگران مابقی حجره‌ها را تملک کردند و سرانجام به بازار طلافروشان معروف شد.

در نهایت این بنای تاریخی در دهه ۷۰ در فهرست آثار ملی به ثبت رسید و هم‌اکنون بازارچه پررونق خرید و فروش طلا و جواهر در خرم‌آباد محسوب می‌شود.

کاربری پیشین بازار زرگران فعلی

کاروانسراها به دو نوع درون و برون‌شهری تقسیم می‌شوند. وجود کاراونسراهای برون‌شهری با توجه به قرارگیری لرستان در مسیر راه شاهی که دو پایتخت شوش و همدان را به‌هم متصل می‌کرده توسط سیاحان و مورخان گزارش شده است. اما نزدیکترین کاروانسرای برون‌شهری به محل کنونی شهر خرم‌آباد که متعلق به دوره صفوی بوده کاروانسرای گوشه است.

در دوره قاجار از وجود دو کاروانسرای درون‌شهری خرم‌آباد بیشتر نام برده شده، موسوم به شاه‌عباسی در شرق پل گپ که پس از مرمت توسط مظفرالملک به کاروانسرای محسنیه مشهور شد و اکنون به طور کامل ویران شده و اثری از آن بر جای نمانده و کاروانسرای میرزا سید رضا در میدان گپ خرم‌آباد.

بانی کاروانسرای میرزا سید رضا، میرزا سید رضا حسینی تفرشی بوده که در سال ۱۲۹۵ (احتمالاً) آن را بنا کرده است.

کاروانسرای میرزاسیدرضا در بافت قدیمی شهر خرم‌آباد به‌دلیل قرارگرفتن در مسیر خروجی شهر به سمت شهرهای غربی در این منطقه بنا شده و در آن روزگار پذیرای کاروان‌ها و قافله‌های مختلف بوده است.

طبق نظر باستان‌شناسان لرستانی میرزا سیدرضا از اهالی تفرش بوده که در زمان حضور در خرم‌آباد این کاروانسرا را احداث کرده و محلی برای اطراق میهمانان و عشایر کوچرو و همچنین محلی برای اجرای آیین‌های سنتی و عزاداری مردم شهر در آن دوره بوده است.

معماری بازار زرگران

این کاروانسرا شامل دو راسته بازار با جهات شمالی‌جنوبی و شرقی‌غربی و به‌صورت سرپوشیده بوده که نقطه اتصال این دو راسته به باراندازی بدون سقف ختم می‌شود. مساحت این کاروانسرا نزدیک به سه هزار متر مربع بوده که که داری دو در ورودی در ضلع شمالی و جنوبی و با چشم‌اندازی رو باز در گذشته دارای ۷۲ حجره بوده و در حال حاضر حدود ۶۷ حجره از آن باقی مانده است.

سرگذشت کسبه این کاروانسرا

این کاروانسرا در طول حیات خود سرنوشت‌های مختلفی را تجربه کرده، در زمانی راسته‌های آن، محل کسب سراجان، برزگران، آهنگران و خیاطان و در زمانی هم سربازخانه قشون دولتی در عهد پهلوی دوم بوده است.

سرانجام در سال ۱۳۵۳ مرحوم ساکی شهردار وقت خرم‌آباد با تملک حجره‌های داخل کاروانسرا، نسبت به مرمت و احیای این کاروانسرا اقدام کرد. بعد از مرمت این بنای تاریخی حجره‌های دو راسته آن را به زرگران شهر اختصاص داد و حجره‌های داخل بارانداز را در اختیار قالی و عتیفه فروشان واگذار کرد. اما به‌مرور زمان زرگران مابقی حجره‌ها را تملک کردند، این گونه بود که به بازار طلافروشان معروف شد.

این بنای تاریخی در ۱۶ شهریورماه سال ۱۳۷۶ به شماره ۱۹۲۳ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است./KahgelArisa

منبع:خبرگزاری میراث آریا

خانه بومیان کیش نماد فرهنگ ملموس و غیرملموس جزیره کیش _ مدیر خانه مردم شناسی بومیان کیش و عضو شورای شهر کیش افزود: دانش سنتی و تجاربی که بومیان از نسل های قبل داشته اند، می‌تواند به پیشرفت جزیره کیش کمک کند.

خانه بومیان کیش، از ایده تا اجرا

محمد جاسم پور در گفت و گو با ایسنا در خصوص مشکلات بومیان کیش، اظهار کرد: ما مکان گردشگری که معرف فرهنگ بومی جزیره باشد را در کیش نداشتیم. مدت ها این موضوع در فکر من بود که به شکلی فرهنگ ملموس و غیرملموس بومیان جزیره حفظ شده و علاوه بر آن مکانی ایجاد شود که به عنوان یک جاذبه، نقشی در توسعه گردشگری کیش نیز داشته باشد.

مدیر خانه مردم شناسی بومیان کیش تصریح کرد: من در این خانه به دنیا آمده ام و از نتیجه های صاحب این خانه هستم. پایان نامه کارشناسی ارشد من درباره اکو موزه، نقش فرهنگ بومی و اینکه منطقه سفین  قدیم می تواند یک اکوموزه باشد، بود.

جاسم پور اظهار کرد: بیش از چهل سال از این خانه استفاده نمی شده است ولی تمامی مواردی که برای راه اندازی یک اکو موزه نیاز داشتیم را دارا بود، هم بافت قدیمی و معماری سنتی آن حفظ شده بود و هم فضاهای مورد نیاز مانند حیاط اندرونی و بیرونی را داشت. همچنین در قدیم قسمتی از این خانه به مکتب خانه اختصاص داشته و اکثر بومیان جزیره آنجا درس خوانده اند. ما برای آنکه این خانه را احیا و تبدیل به موزه کنیم از بازماندگان و ورثه اجازه گرفتیم. اواخر سال ۹۲ شروع به کار کردیم، مجوز آن را از معاونت گردشگری سازمان منطقه آزاد کیش اخذ کرده و در فروردین سال ۹۳ خانه بومگردی بومیان کیش افتتاح شد و طی بیش از ۶ سال فعالیت در اکثر سال ها به عنوان یکی از موزه های برتر کشور انتخاب شده است.

مدیر خانه مردم شناسی بومیان کیش بیان کرد: غیر از بازدید موزه، اشیا و فضای آن،  فعالیت‌های دیگری مانند برگزاری جشنواره های فرهنگی هنری نیز در این موزه انجام می شود. تلاش کرده ایم، یک موزه زنده باشد که معرف فرهنگ بومیان است و گردشگران در آن با غذای بومیان، لباس بومیان، تاریخ و زندگی بومیان کیش آشنا شوند.

وی ادامه داد: با راه اندازی خانه بومیان کیش ، حدود ۲۰ نفر اشتغال زایی مستقیم انجام شده است که اکثریت نیز از بومیان جزیره هستند، ۶ یا ۷ خانواده با جمعیتی حدود ۳۰ نفر نیز به صورت غیر مستقیم و با پخت شیرینی جات، نان و غذاهای محلی و همچنین ساخت و عرضه صنایع دستی با ما همکاری دارند ، این به غیر از از افرادی است که در زمینه گردشگری مانند عکاسی، تور و غیره  فعالیت دارند. بازدید روزانه از خانه بومیان به صورت میانگین ۳۰۰ نفر است.

اقامتگاه بومگردی و بومگردی دریایی

جاسم پور عنوان کرد: ما جدا از خانه بومیان، حدود ۲- ۳ سال است که بازسازی و احیای یک خانه دیگر را آغاز کرده ایم و هدف ما ایجاد یک اقامتگاه سنتی برای گردشگران است. این خانه تقریباً ۱۵۰ سال قدمت دارد و با استفاده از مصالح بومی نسبت به مقاوم سازی آن اقدام کرده‌ایم . تمام جنبه های بهداشتی و فنی جهت ایجاد اقامتگاه در آن در نظر گرفته شده است و همچنین از نماد  بادگیر هم در آن استفاده شده که فکر می کنم در سالهای آینده به یکی از نمادهای جزیره‌کیش تبدیل شود. هدف ما افزایش مدت اقامت گردشگر در کیش است. در خانه بومیان هدف بیشتر بازدید و معرفی اشیا، لباس ها غذاها و نوشیدنی های محلی است و بحث اقامت نداریم. ولی با ایجاد اقامتگاه بومگردی علاوه بر اقامت مسافر می توان فعالیت های جانبی دیگری را انجام داد.  ما در صدد هستیم تا صنایع دستی بومیان را احیا کنیم و با حمایت و همکاری خیرین و انجمن های مردم نهاد این کار را شروع کرده ایم.

وی اضافه کرد: بحث شناور بومگردی توسط یکی از سرمایه گذاران به نام آقای انوری پیشنهاد شده و از ما خواسته شد که از این طرح حمایت کرده و در این زمینه همکاری داشته باشیم. این لنج قدیمی بادبانی حدود ۴۰ سال قدمت دارد و در بندر کنگ بازسازی شده است و راه اندازی آن می تواند به احیای میراث دریانوردی قدیمی کیش و جنوب کشور کمک کند و یک جاذبه خاص برای جذب گردشگران خواهد شد.

حمایت سازمان منطقه آزاد از طرح های بومگردی

عضو شورای شهر کیش ادامه داد: در ابتدای شروع به کار خانه بومیان ، استقبال خوبی انجام نشد. در شش ماه ابتدایی کار، مسافری به خانه بومیان مراجعه نکرد و البته تبلیغاتی هم صورت نگرفت. سعی کردیم در نمایشگاه ها و جشنواره ها شرکت کرده و نسبت به معرفی خانه بومگردی بومیان کیش اقدام کنیم و توانستیم به تدریج خودمان را معرفی کنیم بعد از آن سازمان منطقه آزاد کیش نی ، بعضی نشست های فرهنگی و مناسبتی را با همکاری خانه بومیان برگزار کرد که بیشتر نیز از طرف معاونت فرهنگی و اجتماعی بود اما اینکه کمک های مالی از طرف سازمان صورت بگیرد و یا اینکه در زمینه بازسازی و مقاوم سازی بنا با ما همکاری داشته باشند خیر و ما هیچ کمکی از طرف سازمان دریافت نکرده ایم.

تعداد بومیان و تاریخچه حضور آنها در جزیره کیش

وی بیان کرد: جمعیت بومیان جزیره کیش حدود ۳ هزار نفر و شغل اکثریت آنها نیز صیادی و ماهیگیری است. در محله سفین قدیم بیش از ۹۰ درصد جمعیت به صیادی و دریانوردی اشتغال دارند. تعدادی از بومیان نیز در بخش بازار و تجارت فعالیت دارند که بیشتر در همان بازار عرب ها مشغول به داد و ستد هستند.

جاسم پور اظهار کرد: بیش از ۷۰۰ سال پیش ، ساکنانی در منطقه حریره زندگی می کردند که به علت زلزله آنجا از بین می رود.قدمت محله ها و روستاهای قدیمی که در کیش وجود داشته است مانند صفین قدیم ، روستاهای ماشه، دیهو، سجم و باغو به ۳۰۰ تا ۴۰۰ سال پیش بر می گردد.

مشکلات بومیان کیش

مدیر خانه مردم شناسی بومیان کیش با بیان اینکه مشکلات بومیان خیلی زیاد است، ما مشکلاتی داریم که شاید بیست یا سی سال است که حل نشده و با آمدن مدیر عامل های جدید نیز نتیجه ای نگرفته ایم، تصریح کرد:  یکی از مشکلات، بحث اسناد املاک بومیان است که هنوز بلاتکلیف باقی مانده است. اسناد زمین های کشاورزی و یا مسکونی آن ها که از صدها سال پیش به صورت وراثتی در اختیار خانواده آنها بوده، متاسفانه صادر نشده است فقط تعداد کمی توانسته‌اند اسنادی برای منازل مسکونی خود بگیرند.

وی ادامه داد: مشکل دیگر در زمینه اشتغال است. ما جوان های بومی تحصیل‌کرده زیادی داریم که نتوانسته اند جذب سازمان ها یا ادارات شوند و شغلی برای ایشان ایجاد شود. بخش صیادی نیز با مشکلات عدیده ای روبرو است. ظرفیت اسکله صیادی محدود بوده و جوابگوی تعداد لنج ها و قایق های صیادی موجود نیست. مجوزهایی که سازمان منطقه آزاد به تعدادی از شناورهای صیادی داده است فاقد امتیازاتی است که شیلات به شناورها می دهد مانند سهمیه سوخت و تجهیزات.

موضوع بعدی که در محلات بومی نشین جزیره مانند سفین قدیم و سفین جدید ، باغو و… با آن مواجه هستیم بحث زیرساخت ها است. مشکلاتی مانند نداشتن آسفالت مناسب ، شبکه فاضلاب و… این مشکلات را از طریق شورای شهر هم پیگیری کردیم و چندین بار به صورت مکتوب و شفاهی مطرح شده است و مسئولین با بازدیدهای میدانی مشکلات را مشاهده کرده اند، امیدواریم به زودی این مشکلات حل شده و زیرساخت های مناطق بومی نشین تامین شود.

اجاره های بالای بازار ماهی، علت گرانی ماهی در کیش است

جاسم پور خاطرنشان کرد: با اینکه قیمت ملزومات و هزینه های صیادی بالا رفته است با این حال قیمت ماهی توسط صیادان به نسبت شهرهای دیگر کشور افزایش نیافته است ولی یک سری عوامل باعث شده که قیمت فروش ماهی به مصرف کننده بالا برود که اصلی ترین دلیل آن را می ‌توان اجاره های بالای بازار ماهی دانست.

وی اضافه کرد: در دوره مدیریت آقای انصاری لاری با پیگیری های شورای شهر به علت وجود مشکلاتی نظیر فاضلاب، بوی بد، سیستم نامطلوب تهویه و.. در بازار قدیم ماهی، ساخت بازار جدید ماهی انجام شد که دارای امکانات مناسب بوده و مواردی که نیاز بود در آن لحاظ شد . در این زمینه از بومیان، صیادان و کسانی که در بازار ماهی فعالیت می کردند نظر خواهی شد و قرار بر این بود که بعد از ساخت، بازار در اختیار تعاونی صیادان قرار بگیرد و بومیان متولی آن باشند ولی پس از ساخت مسائلی پیش آمد که غرفه ها به مزایده گذاشته شد و با انجام مزایده رقم اجاره ها نجومی شد.

این عضو شورای شهر کیش افزود: قبل از آن اجاره هر غرفه به صورت میانگین یک میلیون و دویست هزار تومان بوده است ولی در حال حاضر غرفه های فروش ماهی حدود ۱۸ میلیون تومان اجاره پرداخت می‌کنند و این رقم برای غرفه های که برای پاک کردن ماهی استفاده می شود به ۳۲ میلیون تومان در ماه می رسد. و به همین جهت شاهد گرانی قیمت ماهی در جزیره کیش هستیم و این مسئله باعث کاهش کیفیت عرضه ماهی نیز شده است، به عنوان مثال ماهی و آبزیان از شهرهای دیگر به کیش آورده می شود و به اسم ماهی کیش فروخته میشود، این معضلاتی است که دلیل اصلی آن همان اجاره بالای بازار ماهی است.

وضعیت منابع آبزیان جزیره کیش و صیادان فاقد مجوز

وی بیان کرد: در جزیره کیش با توجه به اینکه صید با قلاب صورت می‌گیرد و از تور استفاده نمی شود، از نظر منابع آبزیان همیشه شرایط خوبی داشته است. مشکلی که ایجاد شده  و یک دغدغه جدی برای صیادان کیش است این بوده که از بنادر اطراف برای صید به حوزه صیادی کیش آمده و به صورت غیرقانونی و با استفاده از تور و روش های غیر مجاز علاوه بر صید بی رویه به تخریب مرجان ها می پردازند ،به مرور این مسئله می‌تواند ضربه سختی به آبزیان جزیره و بافت مرجانی آن بزند.

جاسم پور اضافه کرد: نظارت در این زمینه بیشتر مربوط به شیلات است که با توجه به امکانات کم شیلات   پایگاه دریابانی کیش نیز در این زمینه به آنها کمک می‌کنند

عملکرد شورای شهر کیش

وی با اشاره به اینکه در دو سال اول شورا که دوره مدیریت آقای شرفی بوده است ما تلاش کردیم در موارد مختلفی ورود پیدا کنیم، افزود: همکاری با جوامع مختلف، رصد و انتقال مشکلات بومیان ، صیادان و دیگر اقشار جامعه به مسئولان مربوطه … انجام بازدیدهای میدانی از قسمتهای مختلف جزیره… طی این مدت سعی کرده‌ایم تا جایگاه شورا در میان مردم جا بندازیم. درباره مشکلات و معضلات ابتدا خودمان اشراف پیدا کنیم و سپس آنها را برای رفع به مسئولان مربوطه انتقال بدهیم. من فکر می کنم به خصوص در دو سال اول شورا در این زمینه موفق بوده ایم. ما نمایندگان مردم هستیم و وظیفه داریم که مطالبات آنها را پیگیری کنیم.

گذشته و آینده جزیره کیش

جاسم پور  با بیان اینکه من متولد و بزرگ شده جزیره کیش هستم، خاطرنشان کرد: در ابتدای انقلاب، دوران رکود جزیره بود و کیش حالت نیمه متروکه داشت، تا اینکه در اواخر دهه ۶۰ به عنوان اولین منطقه آزاد کشور اعلام شد و دهه ۷۰ را می توان سال های شکوفایی کیش نامید که شما همیشه می دیدید تغییراتی در جزیره ایجاد شده است و روند رشد رو به جلو است. در قدیم کمبودهای زیادی وجود داشت مانند آب آشامیدنی، برق و زیرساخت های ضعیف و جزیره رو به پیشرفت بوده و خواهد بود، شاید مدتی توقف بود و رکود وجود داشت ولی در آینده جزیره به پیشرفت‌های خوبی خواهد رسید.

نقش بومیان در آینده جزیره کیش

وی ادامه داد: بومیان صاحبان اصلی جزیره هستند و هیچ منتی هم سر کسی ندارند. به نظر من دانش سنتی و تجاربی که بومیان از نسل های قبل داشته اند ،می‌تواند به پیشرفت جزیره کمک کند و سازمان منطقه آزاد کیش میتواند از بومیان کمک زیادی بگیرد، هدف ما این است که جوانان بومی در امور مختلف فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مشارکت بیشتری داشته باشند و حضور اجتماعی بومیان در سال های آینده پر رنگ تر باشد. وقتی جامعه محلی بتواند تاثیر گذار باشد به توسعه پایدار منطقه دست خواهیم یافت. با توجه به علاقه و عرق بومیان به محل زندگی خود در صورتی که مشارکت مستمر و رو به بالا باشد می‌تواند به نفع جزیره و کل منطقه باشد.

مروارید خلیج فارس

منطقه خلیج فارس و به خصوص جزیره کیش در قدیم به صید و تجارت مروارید معروف بوده است و در صنعت جواهر سازی نقش زیادی داشته است . از زمانی که نفت کشف شد و همچنین مرواریدهای مصنوعی ژاپنی به بازار عرضه شد این صنعت رو به افول گذاشت. صید مروارید از سال ۶۸ در جزیره ممنوع شده است و البته با توجه به اینکه در حال حاضر در دنیا مروارید به صورت مصنوعی ساخته می شود توجیه اقتصادی ندارد ،مگر اینکه به صورت نمادین و جنبه های گردشگری و جهت احیای این حرفه اقداماتی صورت گیرد.

حفظ میراث فرهنگی بومیان کیش

مدیر خانه مردم شناسی بومیان کیش اظهار کرد: هدف اصلی ما از راه اندازی خانه بومیان حفظ و نگهداری آداب و سنن بومیان جزیره کیش بوده است در درجه اول برای خودمان و فرزندانمان و نسل های بعدی که بدانند در نسل های قبل از آن ها اجدادشان چگونه زندگی می کردند،  هرچند که هنوز هم ما به آداب و رسوم قدیمی و فرهنگ ملموس و غیر ملموس خود پایبند هستیم.

وی افزود: طی این مدت تلاش کرده ایم تا جنبه هایی که مغفول مانده و یا کمتر به آن ها توجه می شود را احیا کرده و حفظ کنیم، حدود سه سال پیش از کارشناسان پژوهشکده مردم شناسی دعوت کردیم و طی سه مرحله مردم نگاری بومیان کیش را را انجام دادند. بیشتر نیز در زمینه جنبه های غیر ملموس کار کردند که کتاب آن آماده چاپ است و قرار است به زودی چاپ شود، همچنین به دایرة المعارف مردم‌نگاری ایران نیز اضافه خواهد شد. قبل از آن نیز پژوهشهایی صورت گرفته و کتاب هایی نیز در این زمینه چاپ شده است، آقای مختارپور کتاب بسیار نفیسی در این زمینه با نام “دو سال با بومیان کیش” نوشته اند و جنبه های تاریخی و فرهنگی و اماکن مختلف را مکتوب و ثبت کرده‌اند. در حال حاضر نیز نوشته هایی در این زمینه دارند که بتوانند چاپ کنند و اگر حمایت شود می توانیم در این زمینه آثار خوبی داشته باشیم که به حفظ و نگهداری میراث جزیره کمک کند.

با هم مهربان باشیم

وی در پایان گفت: بیشتر هوای همدیگر را داشته باشیم به خصوص در شرایط خاص فعلی که در مرحله خاصی هستیم و ویروس کرونا هم که شرایط را سخت تر کرده است. سعی کنیم در این ایام با هم مهربان تر باشیم، هم بومیان و هم کیشوندان برای ما عزیزند و امیدواریم که با گذشت از این مرحله به ارتقا و پیشرفت جزیره نائل شویم./KahgelArisa

منبع: خبرگزاری ایسنا

بازخوانی نظرات شهریار عدل در باب حفاظت از آثار تاریخی

بازخوانی نظرات شهریار عدل در باب حفاظت از آثار تاریخی بیشتر مردم می‌گویند باید خانه‌های تاریخی حفظ شوند، اما به شرطی که خانه‌ی من نباشد، تفکری با اشکالات ساختاری که با چوب و قانون هم حل نمی‌شود، باید جامعه را نسبت به این مسائل حساس کنیم.

به گزارش ایسنا؛ ساعتی مانده به بامداد یکم تیرماه سال ۹۴، از فرانسه خبر رسید که «شهریار عدل» ایران‌شناس و بازرس ایکوم جهانی، پس از احساس درد در قفسه‌ی سینه، ایست قلبی کرد و درگذشت، مردی که خبر درگذشت‌اش شوکی بزرگ به جامعه میراث فرهنگی کشور و حتی سازمان‌های مردم‌نهاد جهانی مانند «ایکوموس» و «یونسکو» وارد کرد.

تشییع شهریار عدل در تیرماه 94

عدل در طول سال‌های فعالیت‌اش در حوزه‌های مختلف میراث فرهنگی از باستان‌شناسی گرفته تا شناسایی، بررسی و مطالعه روی آثار تاریخی کشور، راهکارها و اظهارنظرهای کارشناسانه‌ی زیادی برای حفاظت از آثار تاریخی مطرح کرده بود و حالا در پنجمین سالگرد درگذشت‌اش بازخوانی برخی از اظهارنظرهای وی شاید بتواند راهکاری برای حفاظت از دیگر آثار تاریخی باشد که از گزند لودرها و رای‌های خروج از ثبتِ دیوان عدالت اداری در امان مانده‌اند.

ارتش هم نمی‌تواند حفاظت محوطه‌های تاریخی را تامین کند

او ۳۰ مرداد ۱۳۸۷ در گفت‌وگویی با ایسنا، تخریب‌هایی که در برخی آثار تاریخی رخ می‌دهند را از سر بی‌اطلاعی یا اطلاع نادرست داشتن و نوعی بی‌فرهنگی تعبیر و به این نکته تاکید کرد که «در بیشتر اوقات، تخریب یک منشأ اقتصادی دارد، حتا می‌توان گفت که مسایل اقتصادی مادر تخریب‌ها هستند.»

وی بیان کرد: «فرض کنید که یک خانه‌ی قدیمی در مرکز شهر اصفهان وجود داشته باشد، وقتی این خانه در فهرست آثار ملی ثبت شود یا به نحوی یکی از ارگان‌های دولتی روی آن دست بگذارد، ارزش مادی خود را از دست می‌دهد. بنابراین مردم در صرفه‌ی خود نمی‌بینند که بناها و آثار تاریخی را در تملک داشته باشند.

نمونه‌هایی از این دست در اصفهان زیاد بوده‌اند و حتا عده‌ای از ترس این‌که دولت روی ملک آن‌ها دست نگذارد، سریع‌تر برای تخریب آن اقدام می‌کنند، حال باید دید، چرا این اتفاق در کشورهای اروپایی نمی‌افتد. شاید به این دلیل باشد که فرهنگ ما ملک قدیمی را نمی‌پسندد و خانه‌ای را که ۳۰ سال از عمرش گذشته باشد، کلنگی می‌داند و کسی خواهان زندگی در آن نیست.

در واقع، کسانی که خانه‌های قدیمی دارند، به دلایل بیشتر فرهنگی مایل به تملک آن‌ها نیستند. البته از سوی دیگر، از نظر اقتصادی نیز برای آن‌ها به‌صرفه‌ نیست. درحالی‌که اگر یک خانه‌ی قدیمی در کشوری اروپایی وجود داشته باشد، ارزش این خانه به‌دلیل قدیمی بودن بالا می‌رود. هم‌چنین آنجا از نظر مالیاتی و نیز برای نگهداری آن خانه به مالک کمک خواهد شد. این موارد در کل سبب می‌شوند که در ایران محوطه‌هایی که می‌توانند فرهنگی باشند، با اشکال‌هایی مواجه شوند.»

او در آن زمان اما درباره‌ی اقداماتی که باید انجام شوند تا زمینه‌های بی‌فرهنگی در تخریب آثار تاریخی کم‌رنگ شوند، نیز گفته بود: «این مسأله در درجه‌ی نخست به تربیت اجتماعی مربوط می‌شود؛ یعنی از روز نخستی که بچه‌ای به‌دنیا می‌آید، تربیت آن باید انجام شود. در واقع، این فرهنگ عمومی است که باید بالا بیاید. گرچه زمینه‌های اقتصادی را که بستر بیشتر تخریب‌ها را فراهم می‌کنند، به‌طور کامل نمی‌توان از میان برد. هم‌چنین باید بپذیریم که سازمان میراث فرهنگی یک‌تنه قیم ۷۰ میلیون نفر نمی‌تواند باشد. باید دید آیا این سازمان با کادری که دارد، از یک میلیون و ۶۴۸ هزار و ۱۹۵ کیلومترمربع مساحت ایران می‌تواند حفاظت کند؛ این اصلا امکان ندارد، زیرا سازمان میراث فرهنگی که سهل است، ارتش هم سر هر تپه و اثر یک محافظ نمی‌تواند بگذارد.

در این شرایط، خود مردم باید محافظ آثار باشند. میراث فرهنگی برآمده از مردم ایران است و اگر کمبودی در آن است، به جامعه برمی‌گردد. با این حال، با توجه به‌ این‌که آسیب‌شناسی این موضوع به جامعه مربوط می‌شود، موارد قصور را یکی‌یکی می‌توان بررسی کرد.

این اتفاق افتاده است که مسؤولان میراث فرهنگی از آنجا که دانش کافی درباره‌ی موضوع خاصی‌ نداشتند، سبب تخریب یا منشأ تخریب شده باشند. این عیب به جامعه و سیستم تعلیماتی ما برمی‌گردد که نتوانسته است به‌اندازه‌ی کافی اشخاص متخصص تربیت کند. در نتیجه، چاره‌ این است که فرهنگ مردم افزایش یابد.

سازمان میراث فرهنگی (وزارتخانه) مجری قضاوت نیست. وقتی یک جرم فرهنگی اتفاق می‌افتد، سازمان میراث فرهنگی فرد خاصی را به زندان نمی‌تواند محکوم کند، ولی پیگیری‌های حقوقی برعهده‌اش است، به علاوه این‌که دستگاه قضایی کشور باید روی این موضوع حساس باشد و باید در هر دو مورد اقداماتی انجام شوند، یعنی در بالا ‌بردن فرهنگ ملی و ارایه‌ی قوانین به‌طوری که صاحبان اموال نه‌تنها خود را در خطر ندانند، بلکه خود را در پناه‌ قانون ببینند. هم‌چنین مسؤولان میراث فرهنگی باید وظایف خود را به‌نحو احسن انجام دهند. بنابراین از آنجا که در مسایل پیش‌آمده‌ی اخیر مانند خارک، سد سیوند و اصفهان، میراث فرهنگی به‌تنهایی مقصر نیست، در این‌باره نسخه‌ی معجزه‌آسایی نمی‌توان نوشت.»

متولیان آثار تاریخی خود در خانه‌های مدرن زندگی می‌کنند

مردم می‌گویند باید خانه‌ها را حفظ کرد، به شرطی که خانه‌ی من نباشد

او ۲۵ مرداد ۱۳۹۰ نیز در گفت‌وگو با ایسنا و با همین موضوعیت صحبت‌هایی مطرح کرده بود؛ «از آن جا که بعضا فرهنگ جامعه‌ی ایرانی، بناهای قدیمی را نمی‌پسندد، برای جلوگیری از تخریب خانه‌های تاریخی باید کاری کرد که با ثبت آن‌ها در فهرست آثار ملی، دارای ارزش‌ مالی زیاد شوند.

شهریار عدل

 مردم در جوامع اروپایی و آمریکایی بعضا آثار تاریخی را دوست دارند، ولی جامعه‌ی ما بعضا این مسأله را نمی‌پذیرد، به‌طوری که می‌بینیم، بیشتر مردم ایران نمی‌خواهند در خانه‌ی پدری بمانند و تمام آرزوی‌شان این است که یک خانه‌ی جدید بسازند. این موضوع از سال‌های بسیار دور در فرهنگ ما وجود داشته است. بناهایی که ما می‌سازیم، به‌جز مساجد و اماکنی از این نوع، برای کوتاه‌مدت ساخته می‌شوند، نه یک زمان طولانی.

از یک سو بسیاری از کسانی که مأمور هستند قانون ثبت آثار تاریخی را رعایت و اجرا یا خانه‌های تاریخی را مشخص کنند، خودشان در آپارتمان‌های مدرن زندگی می‌کنند. از سوی دیگر مردم انتظار دارند، وقتی به آن‌ها گفته می‌شود، خانه‌شان در فهرست آثار ملی ثبت شده است، از ارزش‌ آن کاسته نشود. در حالی که می‌بینیم، اگر خانه‌ای تا روز پیش، مثلا دومیلیارد تومان ارزش مادی داشت، قیمت آن پس از ثبت در فهرست آثار ملی بسیار کاهش می‌یابد. آیا همان بازرسی که مأمور کارشناسی بنای تاریخی بوده، حاضر است با خانه‌ی خودش چنین کاری را انجام دهند؟

 نتیجه‌ی این کار یا بی‌قانونی می‌شود که صاحبان بناها و باغ‌ها، درخت‌ها را آب نمی‌دهند و پای آن‌ها گچ و آهک می‌ریزند تا خشک شوند و از بین بروند یا این‌که به دیوان عدالت اداری مراجعه می‌کنند و دیوان نیز به سود آن‌ها رأی می‌دهد.

پیشنهاد ‌ می‌کنم که دولت چیزی در برابر ثبت این بناها به صاحبان ملک بدهد، آن چه دولت در عمل می‌دهد، در برابر ارزش آن ملک، ناچیز است. مثلا می‌گویند، مالیات ندهید؛ ولی مگر مالیات چقدر است که ارزش یک ملک چند صد میلیونی یا دو سه میلیارد تومانی را داشته باشد؟ این در حالی است که در فرانسه‌، هلند، بلژیک‌، آلمان و لوکزانبورگ، اگر خانه‌ای از دوره‌ی صفوی وجود داشته باشد، قیمت آن چهار یا پنج برابر می‌شود.

همچنین مالکان چنین بناهایی احساس برتری می‌کنند که خانه‌ی آن‌ها به ۵۰۰ سال پیش تعلق دارد، نه احساس حقارت. این موضوع در ایران وجود ندارد. بیشتر مردم می‌گویند، باید این خانه‌ها را حفظ کرد، به شرطی که خانه‌ی من نباشد و این تفکر اشکال ساختاری دارد. میراث فرهنگی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یا هر وزارتخانه‌ی دیگری، تمام خانه‌های بالای ۱۰۰ سال را نمی‌تواند بخرد.

در واقع برای جلوگیری از تخریب، باید ارزش مالی خانه‌های تاریخی حفظ شود، ما باید برای بیداری جامعه بکوشیم و کاری انجام دهیم تا ارزش مالی این نوع خانه‌ها افزایش یابد تا مردم شوقی برای حفظ آن پیدا کنند. دست کم کاری کنیم که اگر قیمت خانه‌های تاریخی بالا نمی‌رود، پایین هم نیاید.»

در اروپا یک خانه‌ی قدیمی قیمتی مضاعف دارد، اما در ایران کلنگی است

پروفسور عدل؛ هفتم اسفند ماه ۱۳۹۰ زمانی که برخی از فعالان میراثی در نامه‌ای اعتراضی به شهردار وقت تهران درباره‌ی وضعیت آثار تاریخی این شهر نوشته بودند؛ نیز در گفت‌وگوی دیگری با خبرنگاران ایسنا اظهار نظر کرده بود.

«وظیفه‌ی تک‌تک افراد جامعه این است که نسبت به هویت ملی خود هوشیار و حساس باشند تا از تخریب و نابودی نشانه‌های آن‌که همان آثار تاریخی و طبیعی هستند، بتوانند جلوگیری کنند. موضوع آثار، خانه‌ها، باغ‌ها و بافت‌های تاریخی در درجه‌ی نخست، یک مسأله‌ی فرهنگی محسوب می‌شود، در اروپا و غرب، جامعه نسبت به این موضوع آگاهی دارد، یعنی هم جامعه‌ی فرهنگی و هم جامعه‌ی اقتصادی و مالی که بسیاری از اوقات حرف آخر را می‌زند، نسبت به این موضوع هوشیار است. به همین دلیل، در آنجا یک خانه یا محوطه‌ی قدیمی قیمت مضاعفی دارد، ولی در ایران یک خانه‌ی قدیمی، کلنگی محسوب می‌شود.

تا زمانی که زیربنای فرهنگی این موضوع در ایران پشت و رو نشود، این بحث ادامه خواهد داشت. این طبیعی است که اگر به فردی که در منطقه‌ی شمیرانات باغی چندهزار متری با میلیاردها تومان ارزش مالی دارد، گفته شود که باغش جزو میراث طبیعی یا فرهنگی محسوب می‌شود، تلاش کند تا آن را از قیود آزاد کند که از دست نرود. این یک واقعیت کاملا ملموس است. وقتی کسی در غرب چنین ملکی داشته باشد، انواع کمک‌ها را دریافت می‌کند، ولی در ایران در بخش‌های تئوری یا قانونی، کمک‌های کمی در نظر گرفته شده‌ است.

نکته‌ی دیگری که باید به آن توجه کرد این است که تمام کسانی که این قیود را برای مالکان بناهای تاریخی می‌گذارند، خودشان در آپارتمان‌های مدرن زندگی می‌کنند؛ ولی از مردم ساکن در بافت‌های تاریخی مانند یزد می‌خواهند در همان خانه‌های قدیمی زندگی کنند. در حالی که مردم هلند در شهرها دوچرخه سوار می‌شوند، آرزوی هر ایرانی این است که دست‌کم یک پراید بخرد.

برای برخی از شرایط فرهنگی که در کشور رایج شده، معادل فارسی وجود ندارد؛ در شرایطی که خانه‌های تاریخی زیادی در کشور وجود دارند، عده‌ای تمایل دارند در خانه‌های «اُپن ـ کیچن» زندگی کنند و در این‌باره تمام مجله‌های معماری کشور که نقشه‌های اروپایی را منتشر می‌کنند، مسؤول هستند، زیرا مردم به‌تنهایی نسبت به آخرین مدهای آمریکا و اروپا آگاه نمی‌شوند و براساس تبلیغات و معرفی‌هایی که انجام می‌شود، از چنین ساختاری مطلع می‌شوند.

هیچ کسی انتظار ندارد یک دستگاه دولتی یا شهرداری تمام خانه‌های قدیمی ایران را بخرد، اما به جای تبلیغ درست و معرفی فرهنگ اصیل ایرانی، چیزهایی در کشور معرفی و تبلیغ می‌شود که با فرهنگ ما در تناقض است.

این مسائل با چوب و قانون قابل حل شدن نیست. جامعه باید نسبت به چنین مسائلی حساس باشد و هر شخصی ابتدا باید از خودش شروع کند، در حالی که اشکال ما این است که همه منتظریم یا توقع داریم که ابتدا دیگری آغازکننده باشد.»

شهریار عدل «ایران‌شناس و استاد رشته باستان‌شناسی» و عضو موسسه ملی تحقیقات علمی فرانسه که بخش عمده‌ای از جوانی‌اش را صرف میراث فرهنگی کرد و ثبت جهانی آثار تاریخی ایران را برای مسوولان میراثی به مساله‌ی روز تبدیل کرد و چند سال بعد به هزینه‌ی شخصی خود برای ثبت جهانی “تخت‌جمشید”، “چغازنبیل” و میدان “نقش‌جهان” اصفهان وارد عمل شد، او حتی اوایل انقلاب به هزینه شخصی خود به دنبال میراث به تاراج رفته ایران رفت و برخی را با ارائه سند و مدارک کافی و به یاری سازمان میراث فرهنگی به ایران برگرداند. 

در سال ۱۹۶۶ در یونسکو طرحی را تصویب کرد تا مطالعات و پژوهش در آسیای میانه مدنظر قرار گیرد. ده سال بعد در سال ۱۹۷۶ مجمع عمومی یونسکو طرحی را به نام «طرح تدوین تاریخ تمدن‌های آسیای میانه» تصویب کرد، او یکی از ارزیابان کمیته ملی یونسکو بود و در سال ۱۳۶۱ توانست سه قطعه فیلم کوتاه از مظفرالدین شاه در آرشیو عکس‌های کاخ گلستان پیدا کند.

در ۱۳ مهر ۱۳۸۸ (۵ اکتبر ۲۰۰۹ میلادی) در مقر سازمان یونسکو در پاریس و همزمان با آغاز تشکیل مجمع عمومی سالانه کشورهای عضو یونسکو دبیرکل یونسکو مدال فرهنگ جهانی این سازمان با نام «پنج قاره» را به پروفسور شهریار عدل اهدا کرد. او تا زمان درگذشت‌اش، بازرس ایکوموس جهانی (شورای بین‌المللی بناها و محوطه‌ها) بود. /KahgelArisa

شهریار عدل

منبع: خبرگزاری ایسنا

مچ‌اندازی صنایع دستی و دنیای مدرن

مچ‌اندازی صنایع دستی و دنیای مدرن – صنایع دستی در دنیای مدرن با توجه به صنعتی شدن و همچنین شکل‌گیری پدیده‌هایی نظیر شبکه خلاق دچار چالش‌های بسیاری شده است، اما این چالش‌ها هر کدام می‌تواند فرصتی باشد که ضمن حفاظت از ارزش معنوی و سنتی صنایع دستی این هنر صنعت را با چاشنی خلاقیت به یکی از ارکان اقتصادی تبدیل کند.

صنایع دستی به عنوان بخشی از فرهنگ ایرانی شناخته می‌شود. فرهنگی که در کنار عناصری دیگر مانند معماری و میراث فرهنگی هویت این مرز و بوم را تشکیل می‌دهند. صنایع دستی از ذهن خلاق ایرانیان و دستان توانمند آن‌ها برخواسته و سابقه طولانی دارد. در واقع فلات ایران در طول تاریخ مراکز مهم صنایع دستی از سرزمین عیلام تا شهر سوخته و اصفهان داشته است.

صنایع دستی با مردم ایران عجین شده، از کوزه‌های سفالی تا کاشی‌های معرق همه و همه حاصل تلاش‌های بی وقفه هنرمندانی است که در گنجه‌ها و قفسه‌های خانه‌ها جا خوش کرده است. با توجه به این ظرفیت قوی در کشور، ایران در شورای جهانی صنایع دستی به عنوان یکی از کشورهای پیشرو شناخته می‌شود. کشوری که مراکز جهانی آن در صنایع دستی از عدد و رقم خارج است و بسیاری دیگر از شهرها و روستاهای آن در صف ثبت جهانی هستند.

با این حال شاید بتوان اصفهان را در قلب ایران پایتخت صنایع دستی این مرز و بوم نامید. شهری که بیش از ۷۰ درصد صنایع دستی ایران در آن تولید می‌شود و رتبه اول شورای جهانی صنایع دستی را دارد.

اصفهان دو لقب “شهر خلاق صنایع دستی” و “شهر جهانی صنایع دستی” را بر دوش می‌کشد. جمعاً ۲۹۲ رشته صنایع دستی در این شهر فعال و در حال تولید هستند که چنین عددی در دنیا بی‌نظیر است.

با این اوصاف اصفهان آنچنان که باید و شاید نتوانسته از این ظرفیت بهره ببرد. علی‌رغم فعالیت هزاران عرضه کننده صنایع دستی که ۷۵۰ فروشگاه آن تنها در میدان نقش جهان قرار دارد، اقتصاد صنایع دستی بخش کوچکی از اقتصاد شهری را تشکیل می‌دهد. این در حالی است که نمونه‌های دیگری در دنیا با اینکه حتی نصف این ظرفیت را ندارند، اما صدها برابر اصفهان از صادرات و فروش صنایع دستی سود کسب می‌کنند.

باید مؤلفه‌های خلاقیت در صنایع دستی تعریف شود

این مسائل باعث شده تا استفاده اصفهان از جنبه خلاقیت و جهانی بودن در صنایع دستی کم‌رنگ شود. البته کارشناسان برای توضیح این مسئله معتقدند که باید ابتدا مفاهیمی مانند خلاقیت در صنایع دستی تعریف شود که هنوز تعریف دقیقی از آن ارائه نشده است.

علیرضا خواجه احمد عطاری، رئیس دانشکده صنایع دستی دانشگاه هنر اصفهان در این باره به خبرنگار ایمنا می‌گوید: به این دلیل که صنایع دستی پیشینه‌ای چند هزار ساله دارد، باید مولفه‌هایی برای خلاقیت در صنایع دستی تعریف شود. این مؤلفه‌ها را با توجه به تعاریفی که برای صنایع دستی ارائه می‌شود از جمله اینکه می‌گویند صنایع دستی محصولی است که بخش زیادی آن باید با دست انجام بشود قابل استخراج است. در واقع این تعریف به عنصر فردی و خلاقیت اشاره دارد و از یک نگرش و باور بر می‌خیزد.

او درباره این عقیده دو نگرش غربی و شرقی را مطرح می‌کند و توضیح می‌دهد: در نگرش غربی یک نگاه فردگرایانه مطرح است، زمانی که در غرب انقلاب صنعتی رخ داد، صنایع دستی در راستای هویت خود ادامه حیات داد. اما در شرق وقتی با انقلاب صنعتی مواجه شدیم، صنایع دستی ما تکلیفش را نمی‌دانست که باید اثر هنری باشد و یا باید چیزی باشد که ما در زندگی روزمره تجربه‌اش کنیم. علتش این است که یک سری نیازها را از طریق فناوری و آثار جدیدی که به وجود آمد مانند لیوان‌های شیشه‌ای و استیل برطرف می‌سازیم و مثلاً سفال ما جایگاه کاربردی خودش را از دست داده و در جهیزیه دختر ایرانی جایگاهی ندارد.

عطاری اضافه می‌کند: در چنین شرایطی باید به صنایع دستی به عنوان یک اثر هنری نگاه کنیم و این چیزی است که غربی‌ها می‌خواهند. امروزه هنر برای غربی‌ها “فاین آرت” است، یعنی یک نفر خلاقیتش را به خرج می‌دهد و یک اثر ایجاد می‌کند که حاصل ذهن خودش است. در حالی که صنایع دستی ایران این شکل نبوده و آنچه که به وجود می‌آمد را حاصل قدرت خداوند می‌دانستند. درواقع موضوع زیبایی برای ما با آن‌ها متفاوت است و دلیل آن به نوع نگرش بر می‌گردد.

نقش کلیدی دانشگاه و فناوری در صنایع دستی

مفهوم خلاقیت بسیار گسترده و قابل بحث است و حتی می‌توان گفت تعریف مشخصی ندارد. خلاقیت بیش از آنکه دارای مفهوم باشد، یک اراده ذهنی و فردی است که در قالب یک عمل تعریف می‌شود. البته این شرایط در صنایع دستی فرق می‌کند و خلاقیت به حوزه‌های مختلف آن مرتبط می‌شود. همانطور که ذکر شد اصفهان در شبکه شهرهای خلاق یونسکو و در شاخه صنایع دستی عضویت دارد و امکان تعامل با دیگر شهرهای خلاق برای شهرداری اصفهان فراهم است.

رئیس دانشکده صنایع دستی دانشگاه هنر اصفهان درباره این القاب اظهار می‌کند: صنایع دستی یک صنعت و دارای وجوهی چون هنر، اقتصادی، معنوی و فرهنگی است. تولید در دنیای امروزی که ارتباط با جهان اطراف و کشورهای دیگر وجود دارد، بسیار متفاوت با گذشته است. امروزه عرضه صنایع دستی اصفهان با هفت میلیارد انسان سر و کار دارد و مانند گذشته نیست که در بازارهای هفتگی و در کنار مسجد عرضه شود.

او با اشاره به ورود فناوری به عرصه‌ای مانند صنایع دستی، تاکید می‌کند: امروزه استارتاپ‌ها و فروش‌های اینترنتی وارد صنایع دستی شدند، صنایع دستی در ذهن مردم است و این‌طور نیست که در موزه باشد.

عطاری با بیان اینکه “۱۵ سال یا ۲۰ سال پیش می‌شد گفت که صنایع دستی رکود پیدا می‌کند، اما اکنون شرایط تفاوت پیدا کرده است” خاطرنشان کرد: صنایع دستی در این ۲۰ سال اخیر رشد خوبی داشته است و به نظر می‌رسد اصفهان راه خودش را در این موضوع پیدا می‌کند. امروزه انقلاب نرم افزاری اتفاق افتاده و داشتن برنامه و ابزارهای اینترنتی در این زمان مهم‌ترین مساله است. در حوزه خلاقیت، آموزش نقش مهمی دارد و دانشگاه هنر و دیگر دانشگاه‌ها و مراکز آموزش خصوصی را باید در این موضوع دخالت داد.

صنایع دستی را می‌توان به روز و مدرن تولید کرد

رئیس دانشکده صنایع دستی دانشگاه هنر اصفهان با بیان اینکه” هنوز فرهنگ خرید اینترنتی در متن مردم نیامده است” ادامه می‌دهد: با این حال که مردم وظیفه خود یعنی بازتولید و تولید ارزش‌های سنتی و تحویل کاربری آن را انجام می‌دهند، اما به نظر این موضوع نیاز به همدلی همه ارگان‌ها از جمله دولت و مجلس برای همراهی و وضع قوانین حمایتی دارد. صنایع دستی در واقع یک صنعت سبز است که دود و آلودگی ندارد، این هنر میراث فرهنگی محسوب می‌شود و اقتصاد و ارزش افزوده همراه دارد؛ بدین ترتیب اگر بخواهیم آن را رشد دهیم باید با مسائل روز دنیا آشنا باشیم و آن را تجهیز کنیم.

عطاری درباره اهمیت صنعتی سازی و تولید انبوه صنایع دستی، تصریح می‌کند: امروزه دستگاه‌هایی مانند سی ان سی وجود دارد که می‌توان با استفاده آن در صنایع دستی تولید انبوه داشت و با راهکارهایی مانند نقوش کاربری سنتی و انسانی آن را حفظ کرد. باید از ابزار به نفع صنایع دستی استفاده کرد، نه اینکه در خدمت ابزار بود. به عنوان مثال قالی ماشینی در خدمت ابزار و در خدمت تکنولوژی است، در نتیجه یک فرش که بافت آن شش ماه به طول می‌انجامد در ۲۰ دقیقه می‌توان تولید کرد این تولید نقش اصیل دارد پس هویت خود را حفظ کرده و هزینه کمتر و سود بیشتری دارد.

او می‌افزاید: اما به طور کلی در دو حوزه باید جدی باشیم یکی حوزه فرم و دیگری حوزه نقش و البته رنگ است. ابزار و شیوه تولید را باید عوض کرد، این کار را چین انجام داد و در صنایع دستی از ما جلو زده است یا پاکستان برای عید مسیحی‌ها برای مدت دو هفته بازرگانان فرش آمریکا را رایگان پذیرش کرد تا فرش خود را بفروشد.

بسیاری از صاحب نظران در صنایع دستی اعتقاد دارند که باید با حفظ نقوش جنبه ارزش‌های سنتی کار را حفظ کرد و با استفاده از فناوری سرعت تولید را بالا برد. این اعتقاد برای بسیاری از طرفداران روش‌های سنتی خوشایند نیست، اما از نظر اقتصادی کمک بسیاری به صنایع دستی خواهد کرد. شاید این مسئله همان خلاقیتی باشد که در صنایع دستی گم شده است و بتوان با افزایش تولید در کنار شناسایی بازار صنایع دستی ایران را نه تنها در خانه‌های ایرانی، بلکه در خانه‌های بسیاری از مردم جهان جا انداخت./KahgelArisa

منبع: خبرگزاری ایمنا

پاسداری از زیست‌بوم ایران

ایران باستان چطور از زیست‌بوم خود پاسداری می‌کرد و امروز چطور؟

پاسداری از زیست‌بوم ایران – « می‌توان با ثبت ملی و فراگیر کردن جشن‌ها و پیشکش کردن شادمانی به مردم، آموزش و پرورش را برای پاسداری از زیست بوم ایران در روان مردم نهادینه کرد و کاستی‌ها و گرفتاری‌های کنونی را سامان داد.»

به گزارش ایسنا، اشکان زارعی – پژوهشگر میراث فرهنگی و کارشناس تاریخ – در یادداشتی به بررسی علت رفتارهای هنجارشکنانه‌ی کنونی در مقابل کوتاهی‌ها، ساده‌انگاری و بعضا دهن‌کجی‌ها به تاریخ و فرهنگِ کشور پرداخت و نوشت:

«ایرانیان هزاران سال پیش خردمندانه دریافتند جهان آفرینش بر پایه‌ی چهار گوهر آب، آتش، هوا و خاک استوار است که اگر هر کدام آن‌ها دچار کاستی یا آلودگی شوند، بی‌گمان زندگی انسان با چالش روبرو می‌شود. به همین شوند (دلیل) آن‌ها همه‌ی تلاش خود را برای پاسداری و پاکیزه نگهداشتن این داده‌های اهورایی به کار بستند.

دکتر جلال ستاری، اسطوره‌پژوه (استوره) وتاریخ‌شناس دراین‌باره می‌گوید: “در اسطوره‌های ایرانی طبیعت و عناصر طبیعی نقش اساسی‌ دارند.در هیچ اسطوره‌ای نیست که باد و آب و خاک و آتش بی‌تاثیر باشد. در کنار اسطوره‌های ما، در ادبیات ما هم نقش دارد. بیت معروف ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری، فقط معنای معیشت ندارد. حتما یک امری مافوق آن عناصر است. این یک جنبه اسطوره‌ای به آنها می‌دهد.”

زیست بوم ایران از نگاه تاریخ نویسان

آب 

هرودت نیز می‌نویسد: “مردم ایران در رودها، آب دهان نینداخته، دست نمی‌شویند و پیشاب «ادرار» نمی‌کنند.” استرابون بر این باور است که: “ایرانیان برای شستشوی بدن در چارچوبی به نام آبزن قرار گرفته تن خود را می‌شویند تا آب بیهوده از دست نرود”. آبزن چیزی مانند وان امروزی بوده است. تیرداد اشکانی هم  برای نیالودن آب به جای راه آبی٬ راه سخت زمینی را برای جنگ با روم برمی‌گزیند.

هوا

به گفته‌ی گزنفون “ایرانیان باستان با  گلاب‌پاشی، هوا را خوشبو کرده، با سوزندان عود، کندر و روشن نگه‌داشتن آتش هوا را پاکیزه می‌کردند”. زیرادر اندیشه‌ ایرانی‌ آتش‌ گوهر زندگی و نشانه‌ پاکی، خجستگی‌ و تندرستی بوده، که هرجا و هرگاه افروخته شود بیماری، بدی و زشتی‌ ناپدید می‌شود. بدین‌گونه در هر شهر، هر کوی ‌و کاشانه ‌در اجاقی آتش ‌را همواره روشن نگاه می‌داشتند.

چنان‌که اکنون دود دادن اسپند و چرخاندن آن در خانه ریشه در باور گذشته دارد. ایرانیان‌ باستان، آتش‌ را از یک سو به نشانه فروغ ایزدی و از سوی دیگر برای نقش به سزایی که در زندگی انسانی‌ داشت‌ ارج گزارده، پرستاری ‌می‌کردند.

زمین

در نگرش ایرانی، زمین نیز نماد زایش و باروری بوده که بامهربانی و فروتنی داشته‌های خود را به دیگران می‌دهد. از ارزش زمین همین بس که داریوش بزرگ هخامنشی در سنگ‌نبشته‌ی تخت جمشید از اهورامزدا می‌خواهد کشورش را از گزند دشمن، دروغ و خشک‌سالی در پناه خود داشته باشد.

نمادهای زیست بومی ایرانیان

از این رو ایرانیان باستان برای بزرگداشت آن، جشن‌های «سپندارمز»، «پیته‌شهیم‌گاه» و روز« زامیاد» را برگزار نموده، برای ماندگاری وشادابی زمین همواره گل و گیاه کاشته، به گسترش جنگل‌ها، باغ‌ها و کشاورزی می‌پرداختند.

چنان که واژه «پردیس» نمایشگر باور مردم ایران به درختان و گیاهان است زیرا باغ‌های آنان که پردیس خوانده می‌شد بسیار زیبا و دل‌انگیز بوده که در نگاه بیگانگان هم‌چون بهشت دیده شده است. به همین شوند (دلیل) اعراب و یونانیان واژه‌های فردوس و پارادایز را از ریشه‌ پارسی پردیس گرفته‌اند.

هم‌چنین در فرهنگ این مردم، درخت سرو نماد راست‌قامتی، استواری و آزادگی بوده و گل نیلوفر نیز نشانه‌ی زندگی به شمار می‌آید. به گونه‌ای که  ریخت و چهره این‌ها را به همراه درخت بلوط، انگور، انار و گل زنبق در مهرازی ( معماری) تخت جمشید، تاق بستان، تیسفون و… به زیبایی می‌توان دید.

در فرهنگ ایرانی، سرو نماد راست‌قامتی، استواری و آزادگی است

جشن ها و نمادهای زیست بومی ایرانیان

از سوی دیگر نیاکان ما با برگزاری بیش از ۲۱ جشن در سال، که همگی دارای بن‌مایه‌های زیست‌محیطی بودند، جایگاه آفریده‌های خداوندی را در زندگی انسان به فرزندان خویش گوشزد می‌کردند. 

در این زمینه می‌توان افزون بر  جشن‌های پیش‌گفته از «اردیبهشتگان»، «شهریورگان»، «آذرگان »و «سده» در پاسداری از آتش، «جشن مهرگان »و «شب چله »درباره نقش خورشید، جشن« بهمنگان» و «میدیاریم‌گاه» به فرخندگی آفرینش جانوران یاد کرد.

ایرانیان آن‌چنان به جنبه‌های روانی و زیباشناختی طبیعت آگاهی داشتند که برای هریک از روزهای ماه و ماه‌های سال نام گلی را برگزیدند. چنان‌که نماد نخستین روز ماه گل «مورد» و واپسین آن، گل «بومادران» نام‌گذاری شده بود، ماه فروردین را نیز با «بستان‌افروز» و اسفند را با گل « بیدمشک » می‌شناختند.

از این‌رو ایرانیان باستان را باید محیط‌ بانان کهن و راستین تاریخ و پدیدآورندگان نخستین فرهنگ‌نامه‌ی زیست محیطی جهان نام نهاد.

در گاه‌شماری باستانی، خرداد شمشین روز هر ماه و سومین ماه هر سال بود. این واژه که در اوستا به گونه‌ی هئوروتات به چم( معنی) کمال و رسایی  آمده در جهان مینوی نماد  امشاسپندان وهفت ویژگی خداوندی است و در جهان خاکی پاسداری از آب‌های روان و پالایش آن از پلیدی‌ها را به دوش دارد.

ایرانیان برپایه‌ی گاه‌شماری خویش و در پی برابری نام روز و نام ماه ششم خرداد را با رفتن به کنار چشمه‌ها، رودخانه‌ها و دریاها خداوند را نیایش نموده، نقش آب را پاس می‌داشتند. آنان به درستی می‌دانستند هرجا آب نباشد بیابان «بی‌آبان» گردیده، زندگی تیره و تار می‌شود. ازاین‌رو «خردادگان» در کنار جشن‌های« تیرگان»،« آبانگان» و «میدیوشهم‌گاه» در ارج‌گذاری آب برپا می‌شد.

گذشته، چراغ راه آینده

بی‌گمان خرداد هر سال را باید محیطی‌زیست‌ترین ماه جهان به شمار آورد، زیرا مناسبت‌های فراوان از روزجهانی محیط‌ زیست گرفته تا روز جهانی اقیانوس‌ها و از روز ملی گل و گیاه تا روز جهانی بیابان‌زدایی در آن نام‌گذاری شده و هفته‌ی محیط زیست نیز از ۱۷ تا ۲۳ در همین ماه جای گرفته است، که در این میان «آب» پیوند دهنده‌ی همه‌ی این آیین‌ها است.

اکنون باید پرسید چرا در سیاهه بالا از جشن دیرینه‌ سال خردادگان نامی برده نشده است؟ آیا ایرانیانی که کارنامه‌ی درخشانی در نکوداشت محیط‌زیست داشته‌اند نباید نشانی از آن‌ها در یادمان‌های جهانی دیده شود؟در حالی ۲۵ تیر روز ملی گل و گیاه نام‌گذاری شده، که پیش از اسلام در این سرزمین هفتم امرداد در ارج‌گذاری جنگل‌ها، درختان و گیاهان جشن «امردادگان» برپا می‌شد.

مردم با زیست بوم نامهربان هستند

به راستی این کوتاهی را باید چه نامید؟ ناآگاهی، ساده‌انگاری یا دهن‌کجی به تاریخ و فرهنگی نیاکانی؟  چهل سال است که از تهاجم فرهنگی و بومی‌سازی سخن گفته‌ایم، اما چه‌دستاوردی داشته‌ایم؟ فرزندانمان هر روز با تاریخ ایران بیگانه‌تر و دلبسته‌ی «ینگه دنیا» شده‌اند. آیا روزهای زیست محیطی به دل‌ وجان مردم ایران راه یافته‌اند؟ آیا برگزاری نشست‌ها و همایش‌های سالانه پیرامون زیست‌بوم ایران سودی داشته است؟

 برپایه‌ آن‌چه آمارها و کارشناسان می‌گویند، هازمان (جامعه) ایرانی خشمگین، نگران و افسرده است. ناامیدی فزاینده، گسست‌ها و شکاف‌های خانوادگی و مرزهای اخلاقی شکسته شده، هم‌چنین نابه‌هنجاری‌ها نیز رو به افزایش است.

ازسویی زیست بوم کشورمان نیز در همه‌ی بخش‌ها روبه ویرانی و نابودی است مردم هم شوربختانه بدان نامهربان هستند، این در حالی است که بن‌مایه‌ی جشن‌های ایرانی شادی‌کردن، باهم بودن،سپاسمندی از خداوند، ارج‌گذاری جهان آفرینش و سفارش به پاسداری از زیست بوم ایران بوده و از آن‌جا که هر ۱۷ روز یک جشن برگزار می‌شد به سادگی این آموزه‌ها در روان مردم نهادینه می‌شود.

امروز نیز می‌توان با ثبت ملی و فراگیر کردن این جشن‌ها و پیشکش کردن شادمانی به مردم، آموزش و پرورش را  هم‌زمان انجام داده کاستی‌ها و گرفتارهای کنونی را سامان بخشید.

سرشت خداگرایی آیین های ایرانی

فراموش نکنیم سرشت آیین‌های ایرانی، خداگرایی است که با اسلام سازگاری دارد.

برای نمونه  نقش آب در سوره‌های بقره، نحل، روم، فرقان، نقش آتش در سوره‌های رعد، یس، واقعه و طه ٬ در سوره‌های شمس، انبیا، زمر و لقمان سودمندی‌های خورشید و در سورهای رحمان، انعام، واقعه، ابراهیم و… نقش درختان و گیاهان ستوده شده‌است.

از دیرباز گفته‌اند، گذشته چراغ راه آینده است. بنابراین از دانش گذشتگان و جشن‌های ایرانی برای ساخت یک  فرهنگ زیست محیطی و کاهش بخشی از گرفتاری‌ها در این زمینه بهره ببریم.

اگر جشن‌های ایرانی را بشناسیم آموزه‌های اخلاقی و انسانی آن‌ها بر ما آشکار گردیده٬ راز ماندگاری و پایداری ایران را در می یابیم٬ زیرا باورها وآیین های ایرانی همواره کانون همبستگی ویکپارچگی ملی بوده اند.جشن‌های ایرانی را زنده کنیم تا ایران‌مان بماند و بپاید.»/KahgelArisa

منبع:خبرگزاری ایسنا

قصه آسیاب هزارساله زواره – در دل کویر در ابتدای شهر زواره جوی های پر آب هوا را لطیف تر کرده و وجود آسیاب هزارساله نشان از شهری پراز آثارتاریخی – در دل کویر در ابتدای شهر زواره جوی های پر آب هوا را لطیف تر کرده و وجود آسیاب هزارساله نشان از شهری پراز آثارتاریخی با رازهای نهان دارد که دوستداران به گردشگری را وادار به توقف می کند.در گذشته نه چندان دور، شش آسیاب آبی در شهر زواره فعال بود و با استفاده از آب قنات‌های پنج هزار ساله این شهر، گندم و جو به آرد تبدیل می‌شد. امروزه پنج آسیاب تقریباً تخریب شده یا از بین رفته‌اند. یکی از این آسیاب‌های شش‌گانه، آسیاب “ششم” معروف به آسیاب “خان” به همت اهالی شهر بازسازی و به ناوگان تأسیسات گردشگری شهر زواره برای میزبانی از مسافران و گردشگران داخلی و خارجی اضافه شد.

محمدرضا شواخی زواره از تاریخچه آسیاب‌های زواره به خبرنگار ایمنا می‌گوید: وجود قنات‌ها و جوی پر آب در گذشته سبب شده تا مردم این دیار در کنار جوی خروشان آب قنات‌ها اقدام به ساخت و راه اندازی ۶ آسیاب آبی نمایند. وجود ۶ آسیاب آبی در نزدیک هم حکایت از استقرار جمعیت زیاد و رونق کسب و کار در این منطقه در گذشته به مرکزیت شهر زواره دارد، زیرا فاصله آسیاب آبی اول تا آسیاب آبی ششم کمتر از چهار کیلومتر است و بین این دو آسیاب چهار آسیاب دیگر هم فعالیت داشته‌اند.

این فعال گردشگری تصریح می‌کند: به دلیل توسعه شهر سه آسیاب از شش آسیاب آبی شهر تاریخی زواره به کلی تخریب شده است که آسیاب‌های اول و دوم در محدوده شهر قرار گرفته و بر بقایای این دو آسیاب ساختمان‌های مسکونی و تجاری ساخته شده است.

او می‌گوید: هم اکنون بقایای آسیاب‌های سوم و چهارم در دو طرف میدان میدان امام حسین (علیه السلام) در ورودی شهر خودنمایی می‌کند. که قابل احیا و بازسازی است. آسیاب آبی پنجم نیز به دلیل تغییر مسیر جاده زواره به اردستان در سال‌های گذشته به کلی تخریب شد. آخرین آسیاب آبی زواره که ششمین آسیاب محسوب می‌شود و به آسیاب خان معروف است هم اکنون در فاصله یک کیلومتری محدوده فعلی شهر زواره واقع است که به عنوان بزرگترین آسیاب آبی ایران بازسازی شده است.

این فعال گردشگری اضافه می‌کند: آسیاب‌های آبی زواره روزگاری رونق داشته و افراد زیادی از طریق آن‌ها امرار معاش می‌کردند. آسیاب‌ها علاوه بر مکانی اقتصادی، محلی برای استراحت مسافرانی که با پای مسیر زواره به اردستان تردد می‌کردند بودند. همچنین این آسیاب‌ها محلی برای تفریح مردم این شهر به ویژه جوانان نیز محسوب می‌شده، چراکه جوانان و نوجوانان زواره‌ای با توجه به کمبود آب در این منطقه کویری در روزهای گرم تابستان در تنوره‌های آسیاب‌های آبی زواره شنا یا به قول مردم محلی آب تنی می‌کردند.

اشتغال ۱۰۰ نفر با بازسازی آسیاب

حال با گذشت بیش از نیم قرن از ایستادن چرخش سنگ‌های آسیاب آبی ششم زواره معروف به آسیاب “خان” پس از بازسازی دوباره رونق گرفت. بیش از یکسال پیش سید احسان‌الله ایزدی آسیاب “خان” را خرید و پس از مرمت و بازسازی آن را تبدیل به سفره‌خانه سنتی برای پذیرایی از گردشگران کرده است.

او به خبرنگار ایمنا می‌گوید: برای حفظ میراث فرهنگی و توسعه گردشگری شهر تاریخی زواره، آسیاب آبی ششم معروف به آسیاب خان از مجموع شش آسیاب قدیمی شهر زواره که قدمت هزار ساله دارد خریداری و بازسازی کردم.

وی ادامه می‌دهد: مساحت این آسیاب ۷۰۰ متر مربع است و با هزینه‌ای بالغ بر یک میلیارد تومان ساختمان آسیاب آبی خان را بازسازی شد. با کمک کارشناسانی از شهر دزفول در حال تخلیه قنات خروجی آسیاب هستیم تا بتوانیم آب را در آسیاب به جریان در آوریم و سنگ‌های آسیاب آبی پس از ۵۰ سال به حرکت درآیند.

ایزدی مالک آسیاب “خان” زواره بزرگترین آسیاب آبی ایران تصریح می‌کند: در مرحله اول بازسازی آسیاب آبی ششم” خان” زواره و راه اندازی سفره خانه سنتی زمینه اشتغال نزدیک به ۱۵ نفر فراهم شده است. با تکمیل این طرح شامل ساخت اقامت گاه به مساحت دو هزار متر مربع، نمایشگاه دائمی صنایع دستی منطقه و غذاهای محلی و سنتی و شتر سواری و کویر نوردی زمینه اشتغال نزدیک به ۱۰۰ نفر فراهم خواهد شد.

آسیاب هزارساله زواه
برای حفظ میراث فرهنگی و توسعه گردشگری شهر تاریخی زواره، آسیاب هزار ساله این شهر بازسازی می شود

ثبت ملی آسیاب در آینده نزدیک

همچنین مدیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی شهرستان اردستان با تأیید قدمت هزار ساله این آسیاب به خبرنگار ایمنا، می‌گوید: قدمت آسیاب آبی خان زواره به پیش از اسلام می‌رسد و در دوران صفویه هم بخش‌هایی به ساختمان اصلی آسیاب افزوده شده است.

مهدی مشهدی تصریح می‌کند: این آسیاب در مقایسه با سایر آسیاب‌های ایران از زیبایی فوق‌العاده‌ای برخوردار است و پرونده این اثر برای ثبت در فهرست آثار ملی ایران آماده شده و به تأیید اداره کل میراث فرهنگی استان اصفهان رسیده است. این پرونده برای بررسی نهایی به زودی به وزارتخانه ارسال خواهد شد.

با احیا و بازسازی آثار تاریخی با قدمت طولانی می‌توان به توسعه گردشگری یک شهرستان یا حتی شهر و کشور کمک چشم‌گیری کرد. البته ناگفته نماند که برای توسعه گردشگری آموزش، حمایت بخش خصوصی، گردشگری رویداد محور، امنیت و رعایت حقوق گردشگری، توسعه امکانات زیربنایی: توسعه تأسیسات، تجهیزات و تسهیلات صنعت گردشگری و توسعه روابط با همسایگان از مهم‌ترین مؤلفه‌های توسعه گردشگری محسوب می‌شود./KahgelArisa

منبع: خبرگزاری ایمنا

موزه

درس هایی از کرونا برای موزه‌داران

درس هایی از کرونا برای موزه‌داران – صنعت گردشگری به دلیل وحشت جهانی ناشی از ویروسی که دامنه و مدت آن هنوز ناشناخته است وارد بحران بزرگی شد؛ در واقع تاثیر این ویروس بر جهانگردی جهان غیر قابل انکار است. هتل ها، خطوط هوایی و موزه‌ها بخش‌هایی از این صنعت هستند که بیشترین زیان را متحمل شدند.

ویروس کرونا که از شهر ووهان چین سرچشمه گرفت در ابتدا به عنوان یک مشکل محوری برای این کشور دیده می‌شد، اما طولی نکشید که تبدیل به یک بحران جهانی شد، این ویروس اکنون افراد بسیاری را در سراسر جهان آلوده کرده و از بین برده است. این امر تأثیر به سزایی بر مسافران گذاشته، بلکه بر کسانی که در صنعت گردشگری فعال هستند نیز تأثیر داشته است. صنعت گردشگری به عنوان یک صنعت آسیب پذیر در نظر گرفته می‌شود که به دلیل هرگونه شوک یا استرس داخلی و خارجی به سرعت تحت تأثیر قرار می‌گیرد.

محدودیت‌های مسافرتی، بسته شدن مرزها، هتل‌ها، رستوران‌ها، اماکن تاریخی و تفریحی از جمله اثرات شیوع بیماری کرونا بر حوزه گردشگری بودند. با گسترش بیماری و شروع قرنطینه خانگی موزه‌ها از جمله اماکنی بود که تصمیم به تعطیل کردن آنها گرفته شد، اما این تعطیلی تأثیرات و زیان‌های بلند مدتی داشت که نمی‌توان از آن چشم پوشید.

سجاد باغبان ماهر، مدیرگروه رشته موزه و گردشگری دانشگاه هنر اصفهان در گفتگو با خبرنگار ایمنا می‌گوید: برای تمامی مردم به نحوی آشکار است که حوزه گردشگری و میراث فرهنگی و به دنبال آن موزه‌ها به شدت تحت تأثیر این شرایط قرار گرفت؛ در حال حاضر بیشتر بحث‌ها و توجه‌ها به سوی ضررهای اقتصادی کرونا است که البته بسیار مهم است، چراکه معیشت بسیاری از مردم در حوزه گردشگری را تحت تأثیر خود قرار داده است.

وی می‌افزاید:بخش بسیاری از ضرری که متوجه حوزه میراث فرهنگی از جمله موزه‌ها شد، بیش از آنکه ضرر اقتصادی باشد، ضرر معنوی است. در واقع ساختار موزه‌های ما مبتنی بر کسب درآمد از طریق فروش بلیط نیست، بلکه موزه‌ها هزینه‌های خود را از منابع دولتی یا اسپانسر خصوصی تأمین می‌کنند. بنابراین بیشتر مشکل موزه‌ها را شاید به نوعی بتوان قهر مردم و فاصله گرفتن آنها از بازدید دانست؛ چراکه بیماری کرونا شوک بزرگی به کل جهان وارد ساخت و در خوش‌بینانه ترین حالت به نظر می‌رسد تا ماه‌ها ادامه داشته باشد.

فرصت‌های برابر موزه‌ها در فضای مجازی

به دنبال تعطیلی‌های گسترده تلاش وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی برای ادامه فعالیت این بار در بستر فضای مجازی آغاز شد؛ تا اینگونه به نیاز مخاطبان خود پاسخ گوید. بنابراین تفاهم نامه‌ای میان وزارت میراث فرهنگی و سازمان فناوری اطلاعات امضا شد؛ که بر اساس آن بنا شد برنامه‌ای مشخص برای بازدید مجازی از موزه‌ها، کاخ موزه‌ها و اماکن تاریخی فرهنگی اجرا شود.

باغبان ماهر در این خصوص اظهار می‌کند: یکی از بهترین راه‌ها برای تبدیل کردن این بحران به یک فرصت استفاده از روش‌های خلاقانه و جدید در فضای مجازی برای ارتباط بیشتر و پویاتر با مخاطبان بود.

وی می‌افزاید: متأسفانه موزه‌های ما در قیاس با موزه‌های معتبر بین‌المللی از این جهت فعالیت کافی نداشته‌اند و شاهد بودیم که موزهایی که پیش از این بحران زیرساخت‌هایی بهتر برای ارتباط مستمر با مخاطب خود ایجاد کرده بودند اکنون شرایط مساعدتری برای حفظ ارتباط با مخاطبان و گذر از این بحران دارند.

عضو هیأت علمی دانشگاه هنر اصفهان اضافه می‌کند: خوشبختانه اهالی حوزه تخصصی موزه‌داری به تکاپو افتادند تا این عرصه که به شکل معمول در جامعه سنتی موزه‌داری مورد توجه قرار نمی‌گرفت، بیشتر مورد توجه قرار گیرد. در واقع صفحات مجازی موزه‌ها فعال‌تر شده‌اند، گزارش‌های تصویری بیشتری در حال ارائه است و موزه‌هایی وجود دارد که موزه داران و راهنمایان آن، که زمانی امکان حضور فیزیکی در موزه را نداشتند، موظف بودند چند روز یک بار یکی از اشیا آن موزه را معرفی کرده و در مورد آن ویدئو تهیه کنند.

باغبان ماهر با اشاره به فواید فضای مجازی برای حوزه موزه داری، تصریح می‌کند: استفاده از فضای مجازی گاهی باعث می‌شود اطلاعاتی منتقل گردد که در شرایط عادی ارائه نمی‌شود، در واقع ممکن است بازدید کننده از جلوی شئ خاص عبور کند اما هیچ گاه این میزان اطلاعات در خصوص آن به دست نیاورد. مزیت دیگر چنین شیوه‌ای این است که معمولاً در بازدیدها و مراجعه‌های حضوری بیشتر موزه‌های مطرح و شاخص دیده می‌شود و موزه‌های کوچک و فرعی کم‌تر مورد توجه قرار می‌گیرد. برای مثال در اصفهان گردشگران داخلی و خارجی شاید چندین بار از موزه چهل ستون، کاخ عالی‌قاپو و امثال آن بازدید کرده باشند اما به ندرت با یک فاصله کوتاه از موزه‌ای چون عصارخانه شاهی که موزه مردم شناسی محسوب می‌شود یا موزه خانه مشروطیت که منزل آقا نجفی اصفهانی بودی است بازدید می‌کنند؛ اما اکنون فرصت‌های برابری در فضای مجازی به وجود آمده است که اگر موزه داران به نحو احسن از آن استفاده کنند می‌توانند از این مزیت بهره مند شوند.

هنر دیرتر به حالت عادی بازمی گردد

علاوه بر تأثیرات اقتصادی و معنوی که این ویروس بر حوزه گردشگری و میراث فرهنگی گذاشت، تأثیراتی نیز بر هنر و اقتصاد آن وارد ساخت که از دید کارشناسان به سختی قابل جبران خواهد بود. در واقع این بحران برخی از کارشناسان هنری را به اظهار نظر درباره هنر، اقتصاد آن و حتی مجموعه داری آثار هنری واداشته است.

دو کارشناس اقتصاد هنر که در روزنامه هنر لندن در این باره پیش بینی کرده‌اند که اگر وضعیت فعلی تا پایان سال ۲۰۲۰ ادامه یابد، موزه‌ها باید برخی از گنجینه‌های هنری خود را در حراج بین‌المللی عرضه کنند تا بتوانند به حیات خود ادامه دهند. از سویی گالری‌های هنری و هنرهای تجسمی نیز به شدت تحت تأثیر این ویروس قرار گرفته و آسیب پذیر شده‌اند.

باغبان ماهر در این خصوص با بیان اینکه “وضع هنر از گردشگری متفاوت است”، تصریح می‌کند: حوزه اقتصاد هنر در ۱۰ سال گذشته در کشور ما بسیار شکوفا بوده است نمونه این شکوفایی تأسیس ۲۰ گالری خصوصی در شهر اصفهان است که از میان آنها حداقل پنج گالری خوب و فعال و حرفه‌ای وجود دارد. متأسفانه بحران کرونا دو جنبه منفی برای اقتصاد هنر داشت که به نحوی از گردشگری متفاوت است، چراکه بازدید از موزه‌ها یا سایر بخش‌های گردشگری صرفاً در ایام تعطیل متضرر می‌شود و به محض اینکه شرایط به حالت عادی بازگردد همه مردمی که در این ایام به گونه‌ای ناخواسته در شرایط قرنطینه قرار گرفته بودند شاید بیش از پیش برای سفر و بازدید اقدام کنند و ممکن است این امر ضرر بخش گردشگری را تا حدی جبران کند و حتی موزه‌ها بازدید بیشتری داشته باشند اما در خصوص هنر اینگونه نخواهد بود.

وی می‌افزاید: به دلیل اینکه در هنر صرفاً بحث بازدید نیست و خرید و فروش نیز مطرح است به نظر می‌رسد افرادی که معمولاً اقدام به خرید آثار هنری می‌کردند به دلیل مسائل اقتصادی که با آن درگیر شده‌اند و ممکن است ماه‌ها ادامه پیدا کند کمتر رغبت به سرمایه گذاری در حوزه هنر پیدا کنند، بنابراین ممکن است رکود فراگیر و طولانی مدتی در حوزه هنرهای تجسمی و گالری داری داشته باشیم که ممکن است منجر به تعطیلی موقت و یا دائم تعدادی از گالری‌ها شود و فروش آنها را کم کند و این امر صرفاً شامل ایران نیست بلکه یک مساله جهانی در اقتصاد دنیا محسوب می‌شود.

این عضو هیأت علمی ادامه می‌دهد: شاید افرادی که مباحث مربوط به هنر را دنبال می‌کرده‌اند به خاطر داشته باشند، در سال ۲۰۰۸ که بحران اقتصادی تمام اروپا و آمریکا را در برگرفت حدود پنج سال همه بازارهای هنری در سطح بین‌المللی دچار رکود بود؛ در واقع به نحوی می‌توان گفت دنیای هنر بعد از آن شوک در چهار سال اخیر توانسته بود از بحران خارج شده و وارد دوران رونق شود که متأسفانه گرفتار بحران دیگری شد.

باغبان ماهر اضافه می‌کند: امیدوارم اوضاع به این شکل بدبینانه‌ای که من پیش بینی کردم اتفاق نیفتد ولی بر اساس تجربه‌های پیش تر می‌توان حدس زد که احتمالاً شرایط در حوزه هنر نسبت به حوزه گردشگری و سایر حوزه‌ها دیرتر به شرایط عادی باز خواهد گشت.

باغبان ماهر با بیان اینکه این بحران درس خوبی برای جهانیان بود، تصریح می‌کند: از جامعه شناسان و فیلسوفان بزرگ بسیار شنیده‌ایم که می‌گویند جهان پس از کرونا شبیه پیش از آن نخواهد بود؛ در واقع به نظرم زمانی موفق خواهیم شد که بتوانیم درس‌های بزرگی از این واقعه بیاموزیم، از جمله اینکه صرفاً به یک روش واحد متکی نباشیم و همیشه به فکر روش‌های جایگزین، خلاق و پویا برای ارتباط با مخاطب باشیم./ KahgelArisa

منبع: خبرگزاری ایمنا

سفالگری

میراث فرهنگی ورود نکند فاتحه سفال‌گری خوانده می‌شود

تهران- ایرنا- یک سفال‌گر با اشاره به ضرورت تصمیم گیری‌های واحد برای توسعه و پیشرفت سفال‌گری گفت: میراث فرهنگی ورود نکند فاتحه سفال‌گری خوانده می‌شود.

به طور حتم می توان گفت ظروف ساخته شده با گل رس، قدیمی ترین ساخته دست بشر است. ولی نمی توان به درستی مشخص کرد که در کدام نقطه از جهان اولین بار انسان دست به خلاقیت زده و ترکیب آب و خاک را برای ساخت اشیا به کار برد.

البته از آن جایی که تمدن های باستانی محل اولیه همه اکتشافات و اختراعات انسانی هستند، می توان گفت سفالگری نیز ریشه در تمدن ها و سرزمین های باستانی دارد.

هنر سفالگری

سفال یکی از قدیمی ترین صنایع دستی است و آثار بسیار زیادی از این هنر در دوره های مختلف تاریخی در سراسر جهان کشف شده است.

برای اولین بار انسان های نخستین به ساخت ظروف گلی اقدام کرده بودند و پس از مدتی که به دلیل تبخیر رطوبت موجود در گل، ظروف ساخته دست آن ها خشک شد، آن ها به این موضوع پی بردند که با شکل دادن به گل و خشک کردن آن می توان ظروف مورد نیاز را تهیه کرد.

سپس در طول زمان متوجه این نکته شدند که می توان ظروف گلی ساخته شده را توسط حرارت خشک کرد و به این ترتیب به ساخت ظروف محکم تر و با دوام بیشتری پرداختند.

سفال و سفالگری به نوعی هنر ایرانی محسوب می‌شود. از دیرباز با فرهنگ ما ایرانی ها عجین شده است. این هنر دارای ظرفیت بالایی است و توانسته جایگاهش را طی سالیان گذشته حفظ کند. 

سفال یکی از پدیده های فرهنگی است و نقش و ترکیب آن به عنوان بیانی نمادین و تمثیلی، وسیله ای برای انتقال اندیشه و فرهنگ های گوناگون بوده است. با آغاز شهرنشینی، سفال‌های با نقش و نگار زیبا رواج پیدا کرد. 

سفالگری و مشکلات امروزه آن

امروز سفالگری در ایران پیشرفت بسیار و روش و مهارت‌ در کنار ایده‌های جدید فصل جدیدی از سفالگری ایجاد کرده است. علی رضا به‌رقم از جمله افرادی است که راه پدر را ادامه داد اما در طول راه آموزش‌های جدید را فراموش نکرده و ‌دانسته برای جذب بازار جدید باید به دنبال ایده و محصولات جدید برود.

علی رضا به‌رقم در گفت و گو با خبرنگار فرهنگی ایرنا با اشاره خسارت گسترده‌ای که به صنایع دستی پس از شیوع کرونا وارد شده است، گفت: صنایع دستی با گردشگری رابطه مستقیم دارد؛ به همان میزان که در دوران شیوع کرونا گردشگری کشور آسیب دید صنایع دستی نیز متضرر شد. زیرا معمولا افراد هنگامی که به سفر می روند از صنایع دستی نیز خرید می‌کنند

حالا نیز به خاطر شیوع کرونا افراد سفر نمی روند و در نتیجه خرید و فروشی در حوزه میراث فرهنگی اتفاق نمی افتد.

لاله جین مرکز سفال ایران

وی با اشاره به شهرلاله جین همدانکه مرکز اصلی تولید سفال ایران است، گفت: تولیدکنندگانی که از طریق فضای مجازی امکان فروش داشتند، کمتر ضرر کردند اما بسیاری از تولیدکنندگان هیچ فروشی در این دوره نداشتند.

به‌رقم با اشاره به اینکه صنایع دستی مظلوم واقع شده و به جز کرونا مشکلات زیاد دیگری دارد، گفت: هنگامی که قیمت دلار پایین بود مغازه مملو از اجناس سفالی وارداتی از چین بود حالا که به مدد افزایش قیمت دلار امکان واردات سفال وجود ندارد مشکلات زیادی در حوزه باقی مانده است.

آموزش سفالگران

وی یکی از مشکلات سفال را کپی برداری محصولات دانست و گفت:

دلیل این موضوع نداشن مهارت برای تولید محصولات جدید و تازه است، برای فراگیری مهارت باید آموزش‌های جدید داده شود ولی واقعیت این است که حتی در دوره‌ای شرایط آموزش نیز مهیا بود بسیاری از سفالگران استقبال نکردند.

به‌رقم افزود: بسیاری از سفال‌گران دلیل بی میلی و حضور پیدا نکردن در این دوره‌ها را مشکلات مطرح می کردند و می گفتند:

اگر یک روز کارگاه شان را به منظور شرکت در کلاس تعطیل کنند اقساط و نیازهای اولیه شان را نمی‌توانند برآورده کنند برای همین در این دوره‌ها نمی‌توانند شرکت کنند. 

این سفال‌گر ادامه داد: هرچقدر تلاش شد آموزش فروش مجازی نیز به این افراد داده شود تا از طریق ایستاگرام و اینترنت امکان فروش داشته باشند اما فروشندگان سفال به دلیل این که بیشترشان مسن بودند استقبال نکردند.

این فعال حوزه صنایع دستیف عرضه نکردن نفت از سوی وزات‌ نفت را یکی دیگر از مشکلات سفالگران لاله‌جین اعلام کرد و افزود:

وزارت نفت اعلام کرده به دلایل مسائل زیست محیطی این کارگاه ها باید از گاز استفاده کنند که این نیز بر مشکلات دیگر اضافه شده است چون بسیاری از سفال گران امکان مالی تبدیل سوخت کارگاهشان از نفت به گاز را ندارند.

معافیت مالیاتی صنایع دستی

وی در ادامه حذف معافیت مالی صنایع دستی را یکی دیگر از مشکلات این روزهای صنایع دستی دانست و گفت: اگرمیراث فرهنگی ورود نکند فاتحه سفال‌گری خوانده می‌شود

این فعال حوزه سفال افزود: هزاران نفر در حال فعالیت در حوزه سفال گری هستند و هرکدام روش خاص خودشان را دارند ولی برای برون رفت از بحران‌های سفال گری باید جلوی جزیره‌ای عمل کردن گرفته شود.

به‌رقم ورود خلق ایده‌های جدید، ایجاد کانال فروش مجازی و تنوع اقلام سفال را از جمله راهکارهای برون رفت از شرایط کنونی دانست و گفت: ورود میراث فرهنگی برای بهبود شرایط ضروری است. /KahgelArisa

منبع: خبرگگزاری ایرنا